«رئونت» نام قدیم سبزوار کهن شهر باستانی ایران

«رئونت» نام قدیم سبزوار کهن شهر باستانی ایران
 06 مهر 1395  |  2137 بازدید

«رئونت» نام قدیم سبزوار کهن شهر باستانی ایران

«رئونت» به معنای دارنده شکوه و جلال بوده که در اوستا کتاب مقدس زرتشتیان هم به نام این شهر اشاره شده است.

یکی از نام‌های قدیم منطقه سبزوار کهن شهر باستانی ایران، «رئونت» به معنای دارنده شکوه و جلال بوده که در اوستا کتاب مقدس زرتشتیان هم به نام این شهر اشاره‌شده است.

رئونت به‌مرورزمان به ریونت و کم‌کم به ریوند تبدیل‌شده است. منابع تاریخی هم در این زمینه نوشته‌اند: رَئِوَنْت (اوستایی). سرزمین و کوه‌های پیرامون سبزوار.

آتشکده آذربرزین مهر که یکی از سه نیایشگاه اصلی ایرانیان خداجوی در عصر ساسانی و قبل از آن بوده در ۳۰ کیلومتری شمال غرب سبزوار و درست در کوهپایه‌های موسوم به ریوند واقع‌شده است که این اثر به شماره ۴۰۳۵ در فهرست آثار ملی ایران جزء یکی از جاذبه‌های گردشگری سبزوار بزرگ ثبت‌شده و مورد تأیید کارشناسان و پژوهشگران میراث فرهنگی کشور قرارگرفته است. وجود این آتشکده باستانی نشان از عظمت و دیرینگی فرهنگی و تمدنی منطقه سبزوار دارد. و شاید به همین دلیل باشد که درگذشته سبزوار و نواحی اطراف آن را ریوند (رئونت) به معنای دارنده شکوه و جلال نامیده‌اند.

ریوند امروز نام روستایی در ۳۰ کیلومتری غرب سبزوار و در محدوده شهرستان تازه تأسیس داورزن است. البته در نیشابور هم دهستانی به نام ریوند وجود دارد. احتمالاً چون سبزوار در عهد باستان مادرشهر فرهنگی و تمدنی خراسان بوده است نام ریوند (رئونت) به تمام گستره جغرافیایی سبزوار اعم از شهرها و روستاهای تابعه آن اطلاق می‌شده است. اما به‌مرور با تغییر وضعیت جغرافیایی و ایجاد شهرهای جدید ازجمله نیشابور اسم ریوند چندپاره شده و به نواحی مختلفی در این منطقه اطلاق شده است که یکی از آن‌ها روستای ریوند در ۳۰ کیلومتری غرب سبزوار بزرگ در محدوده شهرستان تازه تأسیس داورزن  و دیگری دهستان رویند در تقریباً ۸۰ کیلومتری شرق سبزوار بزرگ در محدوده شهرستان امروزی نیشابور است.

لازم به توضیح است، سبزوار قدیمی‌ترین شهر خراسان محسوب می‌شود. زیرا قدیمی‌ترین آثاری که بر فرهنگ و تمدن دیرینه این استان دلالت می‌کند در نزدیکی سبزوار کشف‌شده است.  ازجمله می‌توان به کشف یک ساطور متعلق به انسان ابزارساز اشاره کرد که پژوهشگران بر مبنای آن قدمت تمدنی ۱۲هزارساله را برای سبزوار تخمین زدند. سبزوار در عصر مفرغ دارای تمدنی بزرگ بوده که با دیگر تمدن‌های آن روز آسیا ارتباطات فرهنگی داشته است

گفتنی است، در آن دوران باستانی که سبزوار در اوج شکوه و عظمت خود به سر می‌برده است، نشانه‌ای از وجود  دیگر شهر مهم خراسان به نام نیشابور که بعدها به‌ویژه در دوره پس از اسلام به شکوه و عظمت زیادی رسید وجود ندارد.احتمالاً نیشابور بعدها از پهلوی سبزوار به‌عنوان یکی از ولایات تابعه  منشعب شده و به‌مرور در مسیر رشد و توسعه قرارگرفته و به جایگاه امروزی رسیده است.

 

موقعیت جغرافیایی - تاریخی بیهق قدیم

امروزه شهرستان سبزوار در غرب استان خراسان رضوی قرار دارد. از شمالبه شهرستان‌های اسفراین، جوین و جغتای، از مشرق به شهرستان‌های خوشاب و نیشابور، از غرب به شهرستان داورزن و از جنوب به شهرستان‌های کاشمر و بردسکن محدودمی شود.

از آن جایی که شهرستان سبزوار  بین نواحی کوهپایه‌ای و دشتی قرارگرفته از آب‌وهوای متنوعی برخوردار است و همین تنوع آب وهوازمینه ساز ایجاد پوشش گیاهی و  جانوری متنوعی شده است.

این شهر  با بسیاری از داستان‌های پهلوانی ایران باستان ارتباطی نزدیک دارد. چنانكه مدت‌ها، میدان مركزی شهر به میدان دیو سفیدمعروف بود.

 در دوره‌های اسلامی، ولایت‌ بیهق دارای دو شهر سبزوار و خسروگرد بود. شهر سبزوار در حمله مغول به‌کلی ویران شد؛ لیكن به‌تدریج دوباره آباد گردید.

حوادث تاریخی بی‌شماری در این شهر اتفاق افتاده است؛ ازجمله در سال 737 ه. ق. این شهر پناهگاه و پایتخت سلسله سربداران شد.

شهر سبزوار به "دارالمؤمنین" نیز معروف بوده است.

 هنوز زخم ناشی از حمله مغولان به مردم این شهر التیام نیافته بود كه در زمان شاه‌عباس، بار دیگر، سبزوار زیر سم ستوران ازبک ‌هاویران گشت و مردم آن قتل‌عام شدند ولی پس‌ازاین واقعه؛ این شهر کم‌کم رو به آبادانی گذاشت.

دوره صفویان برای این شهر، شروع مرمت و بازسازی تاریخ گذشته بود. این شهر طی دهه‌های اخیر رونقی دوباره یافته و همچنان درحال‌توسعه و نوسازی است.

مردم سبزوار معتقدند جنگ ایرانیان و تورانیان در حوالی سبزوار اتفاق افتاده است. همین‌طور معتقدند قبر سهراب در این شهر و در محل فعلی شهرداری سبزوار قرار داشته است.

کلاه‌خود و زرهی به‌تازگی در این شهر کشف‌شده که به موزه آستان قدس رضوی تحویل گردیده و شهرداری سبزوار در حال حاضر بنای یادبودی بر آن نهاده است.

هرچند بسیاری داستان رستم و سهراب را اثری اساطیری می‌دانند. در تاریخ مسعودی مطالبی در این خصوص آمده و در شرح مسافرت شاه‌طهماسب صفوی به خراسان و گذارش از شهر سبزوار؛ از آشنایی مردم این دیار با شاهنامه سخن گفته‌شده است.

هم‌اکنون بیش از 1000 آثار تاریخی شناسایی‌شده در سبزوار وجود دارد.

  افزودن نظر

  • محمدی

     20 آبان 1396

    کاش وقت و مطالعه بیشتری برای طراحی این پروپاگاندا صرف می‌شد تا اینقدر ناشیانه و نخ‌نما به نظر نمی‌رسید. این جهتگیری خاص به مسائل خراسان، چندین سال است که توسط بعضی معدود هم‌استانی‌های سبزواری پیگیری می‌شود. می‌خواهند حکومتی مستقل را در خراسان ایجاد کنند همان انگاره سربداران، هر چند حکومتی ناموفق در قرن هشتم هجری، اما در امروز شدنی نیست. اگر فقط این ملاحظه را داشته باشیم که در پیرامون سبزوار شهرهای مهمی مانند مشهد (کلانشهر بی‌رقیب در شرق ایران)، نیشابور، تربت حیدریه، شاهرود، بجنورد و قوچان قرار دارند که هر یک مهره‌‌ای مهم و تاثیرگذار در معادلات منطقه بحساب می‌آیند، به این نتیجه خواهیم رسید که خواسته این افراد، رویایی دست‌نیافتنی است. خواه ناخواه نیشابور، بخاطر همسایگی نزدیک، مهم‌ترین رقیب ژئوپلیتیک این تفکر است چرا که می‌دانند در هر تغییر و تحولی در جغرافیای سیاسی خراسان، اگر بخواهند به رویاهای خود برسند باید این شهر را حذف یا حداقل تضعیف نمایند.. اینها می‌خواهند با طراحی این قبیل پروپاگاندا (در پوشش مطالب تاریخی و فرهنگی و گردشگری) دست به تضعیف تدریجی رقیب بزنند. نتیجه دست خالی این افراد چیزی است که در این متن می‌بینیم. ایراداتی که بر مطلب بالا وارد شده است همه قابل تامل اند و قابل تامل‌تر از همه، لحن و ادبیاتی است که نویسنده مطلب استفاده کرده است هر چند سعی کرده ظاهرا مبحثی تاریخی؛ و اصل مطلب، در لفافه باشد اما حب و بغض، و لحن زننده نویسنده که غلیان احساسات، زمام را از اختیار او خارج کرده است خود را در جای جای مطلب نشان می‌دهد. به عنوان مثال در پاراگراف ششم و در اشاره به دیرینگی سبزوار نوشته است که "احتمالاً نیشابور بعدها از پهلوی سبزوار به‌عنوان یکی از ولایات تابعه منشعب شده"! اگر بخواهیم از نگاه طنز به این ترواش، نگاه کنیم ناچاریم بگوییم که سبزوار این نویسنده عزیز، عجب "پهلوی بزرگی" دارد؟! (اگر بدانیم سبزوار و نیشابور از دیدگاه ژئومرفولوژی، دو دشت جدا از یکدیگرند و فاصله دو شهر، بیشتر از 100 کیلومتر است ابعاد این طنز، خود را بیشتر نشان می‌دهد.) و اگر بخواهیم نگاهی علمی و تاریخی به موضوع داشته باشیم در منابع مرتبط با دوران باستان و پیش از اسلام، به کل در هیچ جا، نامی از سبزوار نیست؛ منابع دوره اسلامی هم تا حدود قرن چهارم و پنجم هجری، خسروگرد (یا خسروجرد) را مرکز ولایت بیهق، معرفی می‌کنند و سبزوار را قریه‌ای از قریه‌های ولایت بیهق. آیا اگر به همان شیوه نویسنده مطلب بخواهیم به موضوع نگاه کنیم پس می‌توانیم بگوییم که سبزوار از پهلوی قریه خسروجرد، منشعب شده، فاصله خسروجرد و سبزوار، کمتر از 7 کیلومتر است. همیشه برای من یک موضوع، سوال بوده است: چرای مسولان فرهنگی سبزوار، جلوی این رویه بد که در حوزه مسولیت آنان اتفاق می‌افتد را نمی‌گیرند؟

  • احمد عسکری

     16 آبان 1396

    سلام. این مطلب را در یک سایت محلی دیدم که هیچ منبع و ارجاعی نداشت فقط از وبسایت مشهد 2017 نقل قول کرده بود. به اینجا هم مراجعه می‌کنیم نیز منبع و ارجاعی دیده نمی‌شود. در سرتاسر مطلب، و مخصوصا در بخش اول مطلب، ادعاهایی مطرح شده است که اولا در جامعه علمی، خیلی ثقیل و بی سابقه است و دوما خیلی شفاف بخواهم بگویم اگر این ادعاها بدون سند و مدرک باشد این مطلب را در حد انشای تخیلی یک نوجوان 16 ساله شدیدا شیفته درباره توصیف محل زندگیش، تنزل می‌دهد. از سایت پایتخت فرهنگی جهان اسلام بعید است که مطلبی با این سطح بالای ریسک تاییدپذیری را منتشر کند! به نظر می‌رسد علی‌رغم زحمتی که برای گردآوری محتوای خوب سایت، کشیده شده است اما در انتخاب این مطلب، دقت نشده و به حاشیه‌های عجیب و بی‌سابقه‌ای که در مطلب وجود دارد، توجه نشده. شاید لازم باشد این هشدار را داشته باشیم باید توجه بیشتر شود تا بعضی، جایگاه معنوی "پایتخت فرهنگی جهان اسلام" را دستاویزی برای ایجاد هویت ساختگی تاریخی و فرهنگی برای خود، قرار ندهند. ممنونم

  • مهدی

     04 امرداد 1396

    سلام. معمولا پربحث ترین مطالب سایت ها مطالبی هستند که یک چیزی در اونا هست که موجب چالش میشه. معمولا چالش در مورد یک چیز غیر متعارف ایجاد میشه. این مطلب این صفحه از اون مطلباست. مطلب رو مرور کردم نظرات رو هم یه نگاهی انداختم. یه سرچی هم تو نت کردم که به قول پژوهشی ها ببینم ادبیات پیرامون و مرتبط با موضوع چیه? - در مورد "رئونت و ریوند و سبزوار" با یک سری مطالب کوتاه و روایت وار با ارجاعات به مصاحبه با مسولین محلی، صفحه های وب خبری با تکیه بر احتمالات در معیت حق به جانبی ستودنی که همانطور که امید آریایی در نظرشون نوشتن به تناقضات بدون پاسخ علمی و در نهایت عمیقش به اسم "گل زیره" میرسیم؛ احتمالا ایشون دانشمندی ناشناس و تاریخدانی به شدت مردمی هستن که نخواستن ریا بشه و نظریاتشون رو با اسم مستعار دادن بیرون. - در مورد "رئونت، ریوند و نیشابور" با یه مجموعه از مقالات با ارجاعات به آثار چهره های شناخته شده ایرانشناسی مثل ابراهیم پورداود، مهرداد بهار، جلیل دوستخواه، رقیه بهزادی، جانگیر اوشیدری، احمد تفضلی، فریدون جنیدی، محمدتقی راشد محصل، جلال الدین کزازی، پرویز رجبی و ... مواجه هستیم. قضاوت و تحقیق بیشتر رو به خوانندگان می سپارم. حالا اینکه جناب "مک" چطور اروپا و بین النهرین و خلیج فارس و درخت کیذقان و کتاب پهلوی و ... رو به دفاع از سبزوار آوردن، بماند. به نظر من مشکل از سبزوار عزیز نیست، مشکل از کسانی هست که فکر میکنن با تاریخسازی دارن به سبزوار کمک میکنن.

  • مک

     16 تیر 1396

    اینکه منطقه سبزوار قدیمیترین منطقه ی خراسانه شکی نیست. حالا اسمش هرچی که بوده بیهه که بعد از اسلام شده بیهق یا هر چیز دیگه ای.(فعلا قدیمیتر پیدا نشده) 1- تو کتاب پهلوی سبزوار رو کهن شهر سبزوار گفته ولی هیچ شهری رو اینطوری نخونده. 2- این ابزارهایی که جنوب سبزوار کشف شده اگه مفقودش نکنن نشون داد که این منطقه چقد قدیمیه. 3- درخت چنار 2500 ساله کیذقان تو سبزوار 4- تپه 6000 ساله تو شهر سبزوار و مهر های مروی بلخی و چیزایی که هنوز رو نشده. 5- تاریخ رو فاتحان مینویسن تو دوران اسلامی هم نیشابور مطرح بوده شمام که همه مسلمون... دیگه حرفی نمیمونه. 6- ریوند سبزوار آتشکده(سنگ و ساروج ساسانی) داره ریوند نیشابور اکسیژن، ولی باز میگین نه ثابت کن این آتشکده آذر برزینه خیلی کوچیکه - خیلی رو کوهه چطوری میرفتن بالا و فلان و بهمان.(شایدم درست بگن ولی فعلا محتملترینه) 5- شاید یک کم لحن نویسنده تند بوده ولی 98 درصد درست گفته. اون دو درصدم کم میکنم چرا که دقیقا در رابطه با رئونت که نیشابور واسه خودش نوشته، همه هم قبول کردن شک دارم که اونم دارم تحقیق میکنم.( البته عقاید شخصی برخاسته از بی اطلاعی هم دیده میشه یک کم) در کل این منطقه قدیمیه یه زمانی نیشابور مطرح بوده یه زمانی سبزوار یه سری شهر ها هم طفلک شدن، الانم که مشهد حرف اول و میزنه. تاریخم که هرکی زورش می رسه مینویسه.( چین میگه ایران کیلو چنده، اروپا تمدن بین النهرین رو قبول داره و ایران کشک، ایران شمالی هم خدا بیامرزه، عربا خلیج فارسو میخوان بدزدن،ترکیه آهنگ نوروزو، و و و) فرداس که یه سری چیزا فراموش بشه چارتا دری وری جاشو پر کنه و کسی هم نفهمه. اینه که خیلی دعوا نکین الان چیکاره اید؟ فقط بودم بودم.

  • جای اخلاق در تاریخ‌نویسی

     13 اسفند 1395

    جالبه که قرنهاست مورخان، درباه خراسان کتاب و رساله و مطلب نوشتن اما فقط چهار پنج ساله که این شکوه و عظمت باستانی کشف شده!!! بد نیست یه خاطره راجع به همین موضوع بگم: یه آشنا بود که یه سایت اینترنتی داشت هنوزم داره. ایشون یه جور خاصی درباره تاریخ می‌نوشت ازش پرسیدم که برادر چرا اینطوری می نویسی اینا که تو تاریخ نیومده! می‌گفت: ما داریم در تاریخ "نوآوری" می‌کنیم و در این حرفشم با سماجت مثال‌زدنی پافشاری می‌کرد. بهش گفتم آخه برادر! تاریخ رو یا بر اساس اسناد و کتابا و آثار قدیم و یافته‌ها باستانشناسی می نویسن. نمیشه همینطور واسه خودت تصور کنی و مطلب بسازی. شاید با نوآوری و ترکیب چیزای دیگه، بشه از یه خط تولید لبنیات، از ماده اولیه شیر، بجز ماست و پنیر و خامه و کشک و دوغ و ... چیزای جدیدی رو تولید کرد اما اگه بخای با مواد اولیه تاریخ، چیز دیگه ای رو مخلوط کنی و یه چیز جدید رو به وجود بیاری اون دیگه اسمش تاریخ نیست، این نوآوری، اسمش تخیل است. جالبه که با همه این توضیحات، ایشون بازم خیلی جدی داشت پافشاری می‌کرد که این تاریخه. واقعا "تاریخ‌سازی" تاریخه؟! پس تکلیف "حقیقت"، چی میشه؟! آیا "تحریف تاریخ" و "جعل هویت"، مساوی با تاریخه؟! به نظر من اگه بخای از نظر ادبی این کار رو بررسی کنی یه "داستان تخیلی" هستش. به هر حال تفاوت تاریخ و توهم اینه که تاریخ، سند و منبع معتبر داره اما در توهم، آمال و افکار و ساخته های ذهنی شخص هست که موضوع را میسازه. سند و استدلال تاریخی این شکوه و عظمت باستانی که از اون شهرهای دیگه خراسان منشعب شدن کجاست؟ آیا تحریف و جعل تاریخ، بداخلاقی نیست؟!

  • امیر

     25 دی 1395

    وقتی صحبت از "شکوه و عظمت باستانی" سبزوار است حتما باید مصداق هایی از آن در خود این منطقه و یا در موزه های ایران و یا جاهای دیگر جهان باشد آیا هست؟! آیا تعریف از "شکوه و عظمت باستانی"، چهارطاقی دیو در ارتفاعات صعب العبور 30 کیلومتری خارج شهر سبزوار است؟ یا قطعه سنگ های تراش خورده ابتدایی در تپه دامغانی ها؟ و یا گذر طهماسب صفوی از سبزوار؟ یا اعتقادات و افسانه های مردم عامی به اینکه جنگ رستم و سهراب در سبزوار بوده؟ حالا فرض کنیم که همه آن شکوه و عظمت باستانی در طی حمله هایی که دشمنان بدکردار به سبزوار کرده اند از بین رفته با خاک یکسان شده است حتما مصداق های این شکوه و عظمت باستانی باید در کتاب های تاریخی قدیم باشد. آیا هست؟! قاعدتا اگر مشهد هم بخواهد آثار تاریخی چند شهرستان اطرافش مثل جوین و جغتای و خوشاب را به اسم شهر مشهد معرفی کند این شهر هم بیش از 1000 اثر تاریخی شناسایی شده خواهد داشت.

  • حرف حساب

     23 آبان 1395

    ادعایی که در این نوشته مطرح شده وزن خیلی سنگینی دارد! بد نیست بدانیم: ابوالحسن علی بن زید بیهقی ملقب به "فرید خراسان" که به حق یکی از تاریخ نویسان بزرگ خراسان و افتخار این خطه است در کتاب "تاریخ بیهق"، سرگذشت منطقه بیهق، منطبق بر دشت سبزوار امروز، را از دوره های اساطیری تا روزگار خودش یعنی قرن ششم نوشته اما ایشان نه از محلی به اسم ریوند یا رئونت در بیهق و سبزوار برده است و نه چنین ادعاهایی که در این نوشته دیده می‌شود کرده است. "تاریخ بیهق" تالیف ابوالحسن بیهقی، مهمترین و اصلی ترین سند تاریخی ناحیه بیهق است و مولف این کتاب معتبر، به گفته خودش از کتابهای تاریخی زیادی مربوط به شهرهای مختلف خراسان که قدیمی تر از زمان او بوده اند هم کمک گرفته است وقتی کتاب تاریخ بیهق را می‌خوانیم سبقه درخشان فرهنگی بیهق بر ما روشن می‌شود اما ادعای مادرشهر فرهنگی و اینکه جاهای دیگر خراسان تابع آن بوده اند که نویسنده این مطلب مطرح کرده، یک مزاح سرگرم کننده است. اگر نویسنده محترم، تاریخ خراسان را حتی یک بار مرور کرده بودند متوجه میشدند که تنها دوره ای که سبزوار مرکزیتی در خراسان پیدا کرد چند سالی در قرن هشتم هجری و در سربداران بود که حتی در آن زمان هم حکومت محلی نتوانست مدت قابل توجهی مهم ترین شهرهای خراسان غربی یعنی توس (مشهد) و نیشابور را در قلمرو خود نگه دارد و دائما بین سربداران و طغاتیموریان و آل کرت نزاع و درگیری بود در این منطقه. بجز این دوره خیلی کوتاه که در برابر کل تاریخ، مصداق یافتن سوزن در کاهدان است، کدام دوره بوده است که بتوان از توابع گسترده بیهق یا سبزوار در منطقه بزرگ خراسان غربی، به جز قریه های خودش که تابع خودش بوده اند نام برد و سند و شاهد آورد. نمیدانیم واقعا منظور از مادرشهر فرهنگی چیست؟ اگر منظور از مادرشهر فرهنگی تاثیر و نفوذ فرهنگی است که یک شهر بر مناطق دیگر دارد حتی در دوره سربداران هم که تنها زمان مرکزیت سبزوار بر بخش محدودی از ناحیه غربی خراسان غربی بود، شاهد چنین چیزی نیستیم. کلمه مادرشهر فرهنگی، بار معنایی دارد شاخص‌ها و فاکتورها که بتوان این نقطه را مادرشهر فرهنگی خراسان در یک دوره از تاریخ دانست چیست؟ بد نیست نویسنده محترم را به همشهری بزرگوارشان و آن یگانه تاریخ‌نویسی ارجاع دهیم جناب استاد ابوالفضل بیهقی که تمثال و نمونه صداقت و درستی بوند. ایشان بهتر است قبل از نوشتن این دلنوشته شان به این هم فکر می کردند که همشهری ابوالفضل بیهقی دبیر است که درستی و راستی او شهر خاص و عام تاریخ تاریخنویسی در ایران است. نویسنده محترم! برای ساخته شدن ذره ذره تاریخ خراسان، نسل ها استخوان خورد کرده اند و رنجها کشیده اند نمی دانیم این چه تفکری است که جدیدا باب شده است و ملغمه آمال و خیال‌هایشان را در آستری بسیار نازک از تاریخ می پیچند و به اسم فلان و بهمان باستانی به افکار عمومی تحمیل می کنند؟! اگر هدفتان نوآوری در تاریخ بوده است و اکتشافات جدیدی داشته اید حداقل چهار تا منبع و ریفرنس معتبر در زیرش می‌نوشتید که خواننده احساس توهین به قوه درک خود نکند.

  • محمد

     12 آبان 1395

    امید عزیز حرفای شما مخصوصا در مورد فرهنگنامه ایران قابل تامل هستش و قابل توجه‌ تر اینه علی رغم موضوعاتی که در بالا مطرح شده و سعی میکنه سبزوار رو به عنوان یک منطقه بااهمیت در دوران باستان معرفی کنه اما اگه در کتابای قدیمی که مرجع ایران دوران باستان هستش مثل اوستا و حتی کتابای مطرح پارسی میانه دروه ساسانی مثل بندهش، نامه شهرستانهای ایران، گزیده های زادسپرم و ... اسمی از سبزوار و بیهق و روستاهای قدیمی این منطقه مثل خسروجرد، بهمن آباد و مزینان نیست. خیلی مشخصه اگه بخایم درباره اوج شکوه و عظمت دوره باستانی صحبت کنیم حداقل باید در یکی از منابع درجه اول دوره ایران قبل از اسلام، اسم سبزوار، بیهق و یا یکی از نقاط این منطقه اومده باشه. این چطور شکوه و عظمتیه که ازش اثری در کتابای مطرح ایران باستان نیست؟! به نظر من اگه بخایم سبزوار واقعی و دارای مستند رو بشناسیم بخش دوم این مطلب یعنی (موقعیت جغرافیایی تاریخی بیهق قدیم) مناسبه هر چند به نظر من دو تا ایراد داره یکیش اینه که سبزوار هیچ مرز مشترکی و همجواری مستقیمی با اسفراین نداره و دومیش اینه که مرز مطالب تاریخی مستند و مطالب عامیانه محلی مشخص نیست مثلا وجود میدانی به اسم دیو سفید دقیقا چه ارتباطی با داستانهای پهلوانی ایران باستان داره و مستندش چیه؟ این بحث که مطمئنا هدفش به نمایش گذاشتن یه وجهه و پیشینه اساطیری برای سبزوار هستش بالاخره یه مطلب مستند و معتبر هستش یا یه باور محلی و قصه‌های عوام؟! فکر میکنم بهترین موضوعاتی که میتونستن توجه بیشتری بهشون بشه موضوعاتی هست که واقعا و مستند در سبزوار و بیهق سبقه تاریخی دارن مثالا میشد بر روی دور تاریخی سربداران تاکید بیشتری بشه و یا از شخصیتهایی مثل ابوالفضل بیهقی (نویسنده تاریخ مسعودی یا بیهقی) و ابوالحسن بیهقی (نویسنده تاریخ بیهق) گفته بشه. وقتی این منطقه، سابقه و نقاط قوت تاریخی و میراث فرهنگی معتبر و باارزشی مثل اینا داره چه اصراریه که از اینا رد بشه و فضای زیادی از مطلب، به مسائل چالشی، عجیبی که در قسمت اول اومده توجه بشه؟! همه میدونیم کسانی که تاریخ رو میشناسن و نگاه علمی به تاریخ دارن به اینکه روایتشون از تاریخ، یه روایت مستند، معتبر و قابل دفاع از تاریخ باشه تعهد دارن. تفاوت دیدگاهی که به دنبال کشف و بازتاب هویت تاریخی هستش با دیدگاهی که از تاریخ‌ به عنوان وسیله‌‍ ای برای ایجاد ساختگی و یا تغییر به مطلوب هویت‌ استفاده میکنه همین «تعهد» هستش. به همین خاطر هم هست که ابنای بشر از قدیم ترین دوران ها این اعتقاد رو داشتن که هیچ بنایی رو بر مصالح سست و ناپایدار بنیان نکنن. اگر تخت جمشید، اهرام ثلاثه، دیوار چین و ... بعد از گذشتن هزاره ها و قرن ها هنوز هم برای ما پیام درستی از شکوه و عظمت باستانی میدن علتش اینه که سازندگان اونا به این اصل اعتقاد داشتن و بر اساس اون عمل کردن و این همون اصلی هست که حکیم فرزانه توس، فردوسی بزرگ و این خداوندگار حماسه و خرد ایرانی، شاهکار «شاهنامه» رو بر اساس اون به وجود آورده: «بسازم از نظم، کاخی بلند - که از باد و باران نیابد گزند» در شاهکار حکیم توس یه اشاره دیگه هست که به نظر من یه تابلوی بزرگ حکمی و اخلاقی هستش در جلوی چشم تاریخ و فرهنگ ما که میگه «بسی رنج بردم در این سال سی - عجم زنده کردم بدین پارسی». حرف آخر این که: هویت تاریخی و فرهنگی، چیزی نیست که بشه اون رو در لحظه ساخت.

  • امید آریایی

     29 مهر 1395

    درود. خدمت جناب مسعودی عارضم مبحثی که برای شما سوال و ابهام برجای گذاشته سابقه تالیفی و یا انتشاراتی زیادی ندارد شما اگر در پایگاه‌های اطلاعاتی علمی (کتاب‌ها و مقالات و کنفرانس‌ها) بررسی کنید پیشینه‌ای که در آن، به هر دلیلی، نام قدیم شهر سبزوار را رئونت بدانند پیدا نمی‌کنید. اما اگر در اینترنت دنبال آن باشید از قدیمی‌ترین منبعی که این موضوع را به صورتی قابل تامل مطرح کرده می‌توان به وبلاگی به نام «گل زیره» اشاره کرد که در بهمن 1393، یعنی کمتر از دو سال پیش، مطلبی را به این موضوع اختصاص داده است. عین آن مطلب گل زیره و یا همراه با ویرایش‌ها‌ و تغییر عنوان‌های مختلف، در بعد از آن در سایت‌ها و پایگاه‌های خبری مختلف منتشر شده است. اگر مجموع مطالب منتشر شده در این حوزه را ارجاع‌یابی نماییم به یک نتیجه عمده می‌رسیم آن هم اینکه مرجع استناد آنها به مدخل «ریوند» در سایت اینترنتی «فرهنگنامه ایران» است. البته با مراجعه به همین فرهنگنامه هم در می‌یابیم که استفاده‌کنندگان از این منبع، اصل امانتداری را رعایت نکرده‌اند و گزینش بخشی از منبع، دیده می‌شود. ضمن اینکه اگر بدانیم که در متون زرتشتی، رئونت محل آذر برزین مهر بوده است و به مدخل آذربرزین مهر در همین فرهنگنامه مراجعه نماییم می‌بینیم که محل احتمالی آن را در قدمگاه مشخص می‌نماید و قدمگاه در هیچ دوره تاریخی، در جغرافیای بیهق یا سبزوار قرار نداشته است. این گونه تناقض، اعتبار استنادی این فرهنگنامه اینترنتی را با تردید جدی مواجه می‌سازد. البته توجه به نوع استفاده‌ گزینشی که استفاده‌کنندگان، از این منبع نموده‌اند ناخودآگاه ما را به این سوی رهنمون می‌سازد که اینگونه مطالب، را باید دارای چه درجه‌ای از اعتبار دانست؟! یا به عبارتی دیگر، اگر نام نقطه یا منطقه‌ای در دوران باستان، رئونت (دارای اهمیت ویژه در دین باستانی زرتشتی) بوده است حداقل باید در یکی از متون دینی زرتشتی مثل اوستا، بندهش و ... به این موضوع، اشاره‌ای شده باشد!! و یا حتی دانشمندان و پژوهشگران مطرح در این حوزه موضوعی (بزرگانی مثل ابراهیم پورداود، مهرداد بهار، محمدتقی راشد محصل، جلیل روشندل و ...) در یادداشت‌ها و تفسیرها و مقاله‌هایشان بر این متون دینی باستانی، نام آن نقطه و منطقه را آورده باشند که مثلا در دوران باستان، نامش رئونت بوده است و امروزه سبزوار نام دارد؟! کمترین کاری که برای مستند و معتبر شدن ادعاهای مطرح شده در مطلب «رئونت، نام قدیم سبزوار کهن شهر باستانی ایران»، انتظار می‌رود انجام شود این است که از متون قدیمی مرتبط با جغرافیای بیهق یا سبزوار و یا سایر منابع تاریخی و جغرافیایی قدیمی، مستندات قابل اتکا ارئه شود که نقطه (روستا، یا شهر) یا منطقه‌ یا عارضه جغرافیایی به نام رئونت (یا ریوند) وجود داشته است تا حداقل، بر اساس آن، بتوان چنین ادعایی را که در این مطلب مطرح شده را حداقل قابل تامل دانست. من به همین بهانه، کتاب «تاریخ بیهق» تالیف ابوالحسن علی بن زید بیهقی، که معتبرترین منبع جغرافیایی مرتبط با بیهق (سبزوار) است را مرور کردم. در این کتاب معتبر مربوط به جغرافیای تاریخی سبزوار، نقطه‌ یا منطقه‌ای به نام ریوند که جزئی از بیهق (یا سبزوار) باشد وجود ندارد و حتی تصریح است که روستای سنگ‌کلیدر (در حدود 50 کیلومتری شرق سبزوار) جزئی از توابع ربع ریوند (یکی از بخش‌های چهارگانه نیشابور) است. جناب مسعودی، بحث را جمع کنم و خدمتتان عرض کنم وقتی نگاه علمی و مستند به مسائل، بسیار کمرنگ است این موضوع که چطور مطلب ضعیف و مبهم منتشر شده در یک وبلاگ (گل‌زیره)، تبدیل به یکی از مطالب منتشره در سایت رسمی یک کنگره بین‌المللی (سربداران) می‌شود چیز عجیبی نیست؟! لطفا اینجا را ببینید (http://sarbedaran.hsu.ac.ir/?p=2592). در ضمن مدخل‌های ریوند و آذر برزین مهر فرهنگنامه ایران را نیز در اینجا می‌توانید ببینید (http://irania.ir/ie/2596) (http://irania.ir/ie/656) گل زیره هم در اینجاست (http://golezire.blogfa.com/category/9) و بطور کلی یک جستجوی ساده در اینترنت و بررسی یافته‌ها با نگاه تحلیلی، خط سیر این محتواسازی را برای ما روشن می‌کند. //راه درست در جهان، یکی است و آن راه، راستی است.// در پناه حق.

  • مسعودی

     25 مهر 1395

    با سلام، مطلب جالبی است و از آنجا که با حوزه علاقه بنده در زمینه جغرافیای تاریخی خراسان، مرتبط است بد نیست چند نکته ابهام و سوال که در این مطلب به نظرم می‌رسد برای بررسی بیشتر توسظ پژوهشگران و خوانندگان محترم عرض نمایم: 1. با توجه به عنوان مطلب، مستنداتی (منابع معتبر تاریخی و یا نسک‌های برجای مانده از ایران باستان و ...) که بر اساس آن، نام قدیم شهر سبزوار، رئونت دانسته شده است چیست؟ 2. در کدام منبع معتبر، نام سرزمین و کوه‌های پیرامون سبزوار، رئونت یا ریوند آمده است؟ 3. بر اساس نظریه یک ایرانشناس معاصر غربی، در مصاحبه ها و گزارش‌های خبری، چهارطاقی خانه دیو که در کوه‌های جغتای، در شهرستان داورزن و در نزدیکی شهر سبزوار قرار دارد را «احتمالا» آتشکده آذر برزین مهر معرفی می‌نمایند اما تا حال حاضر، مستندات تاریخی و باستانشناسی علمی قابل اطمینان برای اثبات وجود آذربرزین مهر در این نقطه، ارائه نشده است. گفتنی است نظریه‌های دیگری هم وجود دارد که در چند نقطه دیگر در خراسان، احتمال وجود آذر برزین مهر را داده‌اند: 1. محلی در نزدیکی برزنون بخش سرولایت شهرستان نیشابور. 2. محلی در شهرستان کاشمر. 3. محلی در نزدیکی چشمه سبز در گلمکان شهرستان چناران. 4. محلی در نزدیکی ده جنبد بخش ششتمد سبزوار. گفتنی است که بر اساس نسک‌های دینی زرتشتی، آتشکده آذر برزین مهر، در شمال غربی نیشابور قرار داشته است. 4. نام روستای ریوند که در حدود 20 کیلومتری غرب شهر سبزوار و از توابع شهرستان داورزن است، نامی معاصر است و در متون تاریخی موجود، تا دوره قاجار، نام این روستا ریود بود است و در هیچ یک از منابع معتبر تاریخی و جغرافیایی قدیم و نسک‌های زرتشتی و ایران باستان، از اینکه ارتباطی با ریوند باستانی ارتباطی داشته باشد، اشاره یا استنادی بازیابی نشده است. بنابراین حضور نویسنده محترم پیشنهاد می‌کنم اگر چنین استناداتی وجود دارد، ارائه نمایند که بی شک، به عنوان یافته‌ای بسیار ارزشمند و ناب، تحولی در مطالعات تاریخی-جغرافیایی خراسان خواهد بود. 5. در بخشی از مطلب؛ سبزوار، در عهد باستان، مادرشهر فرهنگی و تمدنی خراسان دانسته شده که این نشان دهنده اهمیت شهر سبزوار در آن دوران است. پس اگر چنین باشد باید این اهمیت، در متون باستانی مربوط به ایران، نام شهر سبزوار (یا حداقل «بیهق»، که شهر سبزوار جزئی از آن است) آمده باشد، از نویسنده محترم خواهشمندیم، منابع معتبر مربوط به ایران باستان که در آنها، شهر سبزوار یا بطور کلی منطقه بیهق (به قول ایشان: سبزوار بزرگ)، مادرشهر فرهنگی خراسان بوده است را معرفی نمایند و همچنین اگر مرقوم نمایند که این شهر، چه ویژگی‌ها و شاخصه‌های ممتاز فرهنگی داشته است را بیان نمایند. 6. همانطور که می‌دانیم کلمه و اصطلاح شهر که صورت عربی آن مدینه است و تمدن نیز از آن آمده است، دارای بار معنایی و مفهومی است یعنی باید نظامات و زیرساخت‌ها و مجموعه‌ای از ارتباطات منسجم فرهنگی و اجتماعی را در خود جای داده باشد که بتوان آن را شهر نامید. بدون شک، یافته‌های باستانشناسی تپه دامغانی ها در حاشیه شهر سبزوار، نشاندهنده وجود جمعی انسان ابزارساز در این نقطه هست اما اینکه باید آن را نشاندهنده وجود نظام شهری و قدیم‌ترین شهر خراسان دانست نیاز به بررسی و اظهار نظر متخصصان این حوزه، وجود دارد. به هر حال سکونتگاه‌های مختلفی را می‌توان تعریف کرد: از سکونتگاه یک قبیله بدوی شکارگر گرفته تا یک روستا، تا یک شهر کوچک و متوسط و تا یک شهر دارای ابعاد تمدنی و ارتباطی منطقه‌ای و بین‌المللی. از آنجا که موضوع از حد و اندازه داخلی و محلی خارج شده به خراسان نسبت داده میشود ناخودآگاه، اعتبار تمدنی خراسان مطرح میشود، بهتر است دقت شودکه از اصطلاحات درست، سنجیده و علمی استفاده گردد. 7. در پاراگراف آخر قسمت اول مطلب، از یک احتمال صحبت شده است. بدیهی است منابع تاریخی، گویا هستند و نیازی به احتمال، نیست. اگر شهر سبزوار در دوران باستان، چنین دوره‌ای از اوج شکوه و عظمت را تجربه کرده باشد باید در منابع، شواهدی وجود داشته باشد و اگر چنین شواهد و مستنداتی وجود دارد چرا باید دست به دامن احتمال و احتمالات شویم؟!