زیارت حضرت رضا (علیه السلام)

زیارت حضرت رضا (علیه السلام)
 27 بهمن 1394  |  1682 بازدید

زیارت حضرت رضا (علیه السلام)

امام رضا (ع) هشتمین امام شیعیان است که آستان مقدس آن حضرت از سده سوم هجری قمری تاکنون مورد توجه خاص و عام امت اسلامی به ویژه اهل سنت قرار گرفته و تمامی مسلمین از نقاط دور

سخن آغازین

امام رضا (ع) هشتمین امام شیعیان است که آستان مقدس آن حضرت از سده سوم هجری قمری تاکنون موردتوجه خاص و عام امت اسلامی به‌ویژه اهل سنت قرارگرفته و تمامی مسلمین از نقاط دور و نزدیک به زیارت آن حضرت می‌شتابند و با زیارت مرقد مطهر آن حضرت ، شفای مریضان و رفع گرفتاری‌ها را طلب می‌کنند و با این کار ، بر سنت بودن زیارت تأکید کرده و خط بطلانی بر توهمات بی‌اساس برخی سلفیان و وهابیت کشیده‌اند .

با ظهور تفکرات و فتاوای ابن تیمیه و گسترش آن توسط محمد بن عبدالوهاب ، اتحاد مسلمین به مخاطره افتاد و این گروه با تکفیر و مهدور الدم دانستن قاطبه مسلمین، سعی در ایجاد شکاف و رخنه بین مسلمین داشتند . آنان مسلمانانی که به زیارت قبول انبیاء و صالحین می روند را قبروین و حجریون می نامند و آنان را تکفیر می‌کنند ! درحالی‌که زیارت " توسل " استغاثه و طلب رفع حوائج و تبرک به قبور انبیاء و صالحین، از باورهای راستین و سنت‌های دیرین امت اسلامی است که ریشه در آیات قرآنی و روایات صحیح نبوی دارد ، قول و منش صحابه و تابعین و سیره دیگر مسلمانان گواهی بر این واقعیت است .

پژوهش حاضر مجموعه‌ای کوتاه اما گویا از گزارش‌های تاریخی درباره علمای اهل سنت و پیروان آن‌ها و توسلات و طلب رفع حوائج از امام رضا (ع) بر اساس منابع معتبر اهل سنت است که در سه فصل ‹‹فضیلت زیارت›› ، ‹‹زیارت اهل سنت ›› و ‹‹ آستان امام رضا (ع)›› سامان‌یافته است.

 

فضیلت زیارت

زیارت مرقد شریف امام رضا (ع) و انعکاس آن در روایات پیامبر گرامی (ص) و اهل‌بیت (ع) و ذکر آن درکتب اهل سنت ، حاکی از اهمیت و جایگاه ویژه آن امام بوده و سنت بودن زیارت مرقد پاک وی را به‌وضوح نمودار ساخته است .

در این فصل یازده روایت در فضیلت زیارت قبر امام رضا (ع) از زبان پیامبر اعظم (ص) امام کاظم (ع) امام رضا (ع) امام جواد (ع) و امام هادی (ع) در منابع معتبر اهل سنت واردشده است که به آن اشاره می‌شود  :


1در نگاه پیامبر اعظم (ص)

الف ) حاکم نیشابوری شافعی به سند خود از امام رضا (ع) چنین روایت کرده است :

عن علی الرضا (ع) عن آبائه عن النبی (ع) انه قال: ‹‹ستدفن بضعه منی بخراسان ، ما زارها مکروب الا نفس الله کربته و لا مذنب الا غفر الله ذنوبه .

از امام رضا (ع) روایت‌شده که پیامبر (ص) فرمود : پاره‌ای از تن من در خراسان مدفون خواهد گشت . هر گرفتاری وی را زیارت کند خداوند گرفتاری‌اش را برطرف می‌کند و هر گنه‌کاری او را زیارت کند خدای متعال گناهانش را می‌آمرزد ››

ب) حاکم نیشابوری از امام صادق (ع) نیز به نقل از پیامبر (ص) می‌گوید  :

‹‹ ستدفن بضعه منی بخراسان لا یزوردها مومن الا اوجب الله له الجنه و حرم جسده علی النار:   پاره‌ای از تن من در خراسان مدفون خواهد گشت. مؤمنی به زیارت او برود خداوند بهشت را بر او واجب خواهد ساخت و بدن او را بر آتش جهنم حرام خواهد گرداند ››

ج ) از عایشه روایت‌شده که رسول خدا (ص) فرمود :

‹‹ من زار ولدی بطوس فانما  حج مره قالت مره !؟ فقال : مرتین . قالت : مرتین !؟ فقال: ثلاث مرات . فسکتت عائشه . فقال : و لو لم تسکتی لبلغت الی سبعین .

کسی که فرزندم را در طوس زیارت کند گویی یک حج به‌جا آورده است . عایشه پرسید : یک حج ؟! پیامبر (ص) فرمود : و حج . عایشه پرسید : دو حج ؟ رسول خدا (ص) فرمود : سه حج . عایشه ساکت شد . پیامبر (ص) فرمود : اگر سکوت نمی‌کردی تا هفتاد حج برمی‌شمردم . ››

با عنایت به نکته‌ای که در این روایت وجود دارد شاید بتوان گفت : شخصیت امام رضا (ع) و منطقه طوس به‌قدری برای عایشه مشخص بوده که از پیامبر (ص) ‹‹ ولدی›› و یا ‹‹ طوس›› را نپرسیده ، بلکه تنها از ثواب و پاداش زیارت شگفت‌زده شده است . 

 

2-  در نگاه امام کاظم (ع)

حاکم نیشابوری به نقل از موسی بن جعفر (ع) می‌گوید :

‹‹ من زار قبر ولدی علی کان له عند الله سبعین حجه ... من زاره اوبات عنده لیله کان کمن زار اهل السماوات (و) اذا کان یوم القیامه وجد معنا زوار ائمتنا اهل البیت و اعلاهم درجه و اقربهم حیوه زوار ولدی علی:

هرکس آرامگاه فرزندم را زیارت کند ثواب هفتاد حج را نزد خدا خواهد داشت ... هرکس او را زیارت کند یا شب در بارگاهش بماند گویی همه آسمانیان را زیارت کرده است و چون روز قیامت شود ، زائران را با امامان ما اهل‌بیت خواهد یافت و زائران فرزندم علی درجه‌شان بالاتر است».

 

3-  در نگاه امام رضا (ع)

الف ) جوینی شافعی با سلسله سند خود از فضال روایت کرده که گفت

‹‹ سمعت علی بن موسی‌الرضا (ع) و جائه رجل فقال له: یابن رسول الله! رایت رسول‌الله فی المنام کان یقول لی : کیف انتم اذا دفن فی ارضکم بضعتی و استحفظتم و دیعتی و غیب فی ثراکم لحمی / فقال له الرضا (ع) انا المدفون فی ارضکم و انا بضعه نبیکم و انا الودیعه واللحم ، من زارنی و هو یعرف ما اوجب الله من حقی و طاعتی ، انا و آبائی شفعاؤه یوم القیامه و من کنا شفعاؤه نجا ، ولو علیه مثل وزر الثقلین الجن والانس   از علی بن موسی الرضا (ع) شنیدم شخصی نزد وی آمد و به امام عرض کرد : ای فرزند رسول خدا ! پیامبر (ص) را در خواب دیدم که به من می فرمود: چگونه خواهید بود زمانی که پاره تن من در سرزمین شما مدفون وامانتم را محافظت کنید و گوشت بدنم در سرزمین شما پنهان شود ؟ امام رضا (ع) در پاسخ فرمود : من آن شخصی هستم که در سرزمین شما دفن خواهد شد ، من پاره تن رسول خدا هستم . امانتی که هر شخصی اگر بامعرفت به حقم و اطاعت از من زیارتم کند من و پدرانم شفیعان او در روز قیامت خواهیم بود و کسی که ما شفیعان اوباشیم نجات خواهد یافت ، هرچند گناهان وی به‌اندازه گناهان جن و انس باشد .

ب) حاکم نیشابوری شافعی به سند خود می‌گوید : امام رضا (ع) فرمود : ‹‹ من زارنی علی بع داری اتیته یوم القیامه فی ثلاثه مواطن حتی اخلصه من اهوالها : اذا تطایرت الکتب و شمالا و عند الصراط و عند المیزان :   کسی که به زیارت من بیاید من نیز روز قیامت در سه جایگاه به فریاد او خواهم رسید : زمانی که نامه‌های اعمال را به دست راست و چپ می‌دهند و هنگام عبور از پل صراط و هنگامی‌که اعمال را در کفه ترازو قرار می‌دهند».

 

4در نگاه امام جواد (ع)

 حاکم نیشابوری شافعی به سند خود از امام جواد (ع) روایت کرده که می‌فرمود : ‹‹ من زار قبر ابی غفر الله له ما تقدم من ذنبه و ما تاخر و اذا کان یوم القیامه ینصب له منبرا بحذاء منبر رسول الله حتی یفرغ الله من حساب عباده   هرکس قبر پدرم را زیارت کند خداوند گناهان گذشته و آینده‌اش را می‌آمرزد و چون روز قیامت شود برای او جایگاهی در مقابل جایگاه رسول خدا قرار می‌دهند تا وقتی‌که خداوند به‌حساب همه بندگانش رسیدگی کند».

 

5در نگاه امام هادی (ع)

نیز حاکم به سند خود از صقر بن دلف از امام هادی (ع) روایت نموده که فرمود : ‹‹ من کانت له الی الله حاجه فل یزر قبر جدی الرضا بطوس و هو علی غسل ولیصل عند راسه رکعتین و یسال الله تعالی حاجته فی قنوته ، فانه یستجاب له ما لم یساله فی ماثم او قطیعه رحم . و ان موضع قبره لبقعه من بقاع الجنه ، لا یزروها مومن الا اعتقه الله من النار وادخله دارالقرار :  هر کس حاجتی دارد با غسل به زیارت قبر جدم امام رضا (ع) برود و بالای سر حضرت دو رکعت نماز بخواند و حاجتش را در قنوت نماز از خدا بخواهد که حاجت او برآورده خواهد شد البته به شرطی که حاجت او گناه یا قطع رحم نباشد . مکانی که امام رضا (ع) در آن دفن شده قطعه‌ای از بهشت است ، هر مؤمنی آن حضرت را زیارت کند خداوند او را از آتش جهنم نجات می‌دهد و داخل بهشت می‌گرداند .


زیارت اهل سنت

امام رضا (ع) در دوران حیات پربرکت خویش فضائل و کرامات بسیاری داشته که یکی از نقاط رواج آن ورود تاریخی آن حضرت به نیشابور و تبرک جستن علمای اهل سنت آن منطقه به خاک‌پای مرکب امام عزیز است . این کرامات و برکات به دوران حیات آن حضرت محدود نمی‌شود و پس از شهادت وی نیز به‌تصریح علمای اهل سنت ، قبر شریفش از همان قرن سوم – چهارم هجری تاکنون محل زیارت و توسل علمای اهل سنت و سایر مردم و شفا گرفتن از آن بقعه شریفه بوده و هست .

این گزارش‌ها حاکی از این مساله است که زیارت قبور اهل‌بیت (ع) یک سنت مؤکد نبوی است و خط بطلانی بر توهمات بی‌اساس وهابیت است .

 

1قرن چهارم

1ابوبکر بن خزیمه شافعی (311 ق.)   و ابوعلی ثقفی شافعی (328 ق)

حاکم نیشابوری شافعی می‌گوید : ‹‹ حاکم گوید از محمد بن مؤمل شنیدم می‌گفت که روزی با پیشوای اهل حدیث ابوبکر بن خزیمه و ابوعلی ثقفی و دیگر مشایخ خود به زیارت مرقد علی بن موسی‌الرضا (ع) به طوس رفتیم آن‌ها بسیار به زیارت قبر علی بن موسی‌الرضا (ع) می‌رفتند . محمد بن مؤمل گوید : احترام و بزرگداشت و تواضع و گریه و زاری ابن خزیمه در کنار مرقد مطهر علی بن موسی (ع) همگی ما را شگفت‌زده کرد ››

نکته جالب ادامه سخن راوی است که متأسفانه برخی گزارش نکرده‌اند . راوی می‌گوید : این‌همه تواضع و احترامات ویژه ابن خزیمه به قبر امام رضا (ع) در حضور بزرگان خاندان سلطان و خاندان شاذان و خاندان شنقشین و گروهی از علویان نیشابور و هرات و طوس و سرخس انجام گرفت و همه آن‌ها شمایل و حرکات ابن خزیمه را به هنگام زیارت قبر امام رضا (ع) مشاهده و ثبت و ضبط کردند و از برخورد وی با امام و قبر شریف آن حضرت  بسیار خوشحال شدند و به خاطر چنین برخوردی که از امام العلما سرزده بود  از خوشحالی صدقه دادند و همگی اظهار داشتند : اگر این کار (زیارت قبور و گریه و زاری کنار قبور و تواضع و احترام به صاحب قبر ) سنت نبود و فضیلت نداشت ، هیچ‌گاه ابن خزیمِ چنین نمی‌کرد ››

2ابن حبان بستی شافعی (354 ق)

3وی می‌گوید ‹‹ علی بن موسی‌الرضا (ع) از بزرگان اهل‌بیت و از عقلا و نخبگان بنی‌هاشم به شمار می‌رود . اگر از وی روایتی نقل شود واجب است حدیثش معتبر شناخته شود ... من بارها مرقد وی را زیارت کرده‌ام . زمانی که در طوس بودم هر مشکلی برایم رخ می‌داد قبر حضرت علی بن موسی‌الرضا (ع) را که درود خدا بر جدش و او باد ‘ زیارت و برای برطرف شدن مشکلم دعا می‌کردم و دعایم مستجاب و مشکلم حل می‌شد . این کار را بارها تجربه کردم و پاسخ گرفتم . خداوند ما را بر دوستی و محبت رسول خدا (ص) و اهل‌بیتش بمیراند ››

3-  محمد بن علی بن سهل شافعی (405 ق)

وی گوید : ‹‹ از ابوالحسن محمد بن علی بن سهل فقیه شنیدم : هیچ امر مهم دینی و دنیایی برای من روی نداد که به بارگاه امام رضا (ع) برای آن حاجت رفتم و نزد قبرش خدا را خواندم جز آن‌که آن حاجت‌روا شد و خداوند مرا از آن غم رهانید ... و این عادتم شده که به آن در تمام اموری که بدان‌ها دچار می‌شوم بروم چراکه آن نزدم آزموده شده است ››

 

2قرن پنجم

4حاکم نیشابوری شافعی (405ق)

خداوند مرا از کرامات تربتش بهترین کرامت را شناساند ، ازجمله آنکه من دچار بیماری خشکی مفاصل بودم و جز با مشقت نمی‌توانستم حرکت کنم . بنابراین بیرون آمدم و زیارتش کردم و با دو کفش کرباسی به نوقان بازگشتم صبح که در نوقان بودم تمام آن درد رفت و تندرست به نیشابور بازگشتم .

حاکم نیشابوری شافعی افزون بر سخنان مذکور ، شاهد اعترافات بزرگان اهل سنت درباره شفا یافتن از بقعه مبارکه امام رضا (ع) بوده است و آن‌ها را گزارش نموده که اشاره می‌شود :


5زائری مصری به نام حمزه

حاکم نیشابوری شافعی به سند خود آورده است : ‹‹ درمرو رود بودم که با مسافری مصری به نام حمزه ملاقات کردم و او گفت که از مصر به‌قصد زیارت بارگاه امام رضا (ع) به طوس آمده است و گفت : چون به این بارگاه داخل شدم نزدیک غروب آفتاب بود پس امام را زیارت کردم و نماز گزاردم و در آن روز زائری غیر از من نبود . چون نماز عشا را خواندم خادمِ قبر خواست که او را بیرون کند یا در را بر روی او ببندد از او خواست که در را بر رویش ببندد و او را در مسجد رها کند تا در آن نماز بگذارد چون او از سرزمینی دور آمده است و او را ازآنجا بیرون نکند ، زیرا او احتیاجی به بیرون رفتن ندارد . پس خادم رهایش کرد و در را بر روی او بست . او در آنجا به‌تنهایی نماز می‌گذارد تا این‌که خسته شد و سرش را بر روی زانوانش می‌گذارد تا اندکی بیاساید چون سرش را بلند می‌کند در دیوار رو به روی خویش پارچه‌ای می‌بیند که بر آن این دو بیت به این مضمون نوشته‌شده بود : کسی که خوشحال می‌شود با زیارت قبری خداوند گرفتاری‌هایش را برطرف کند پس نزد صاحب این قبر بیاید که در آن فرزندی از فرزندان برگزیده رسول خدا در آن مدفون است . گفت : برخاستم و تا وقت سحر شروع به نمازخواندن کردم سپس مانند بار اول نشستم و سرم را روی زانوانم گذاشتم پس چون سرم را برداشتم چیزی روی دیوار ندیدم آن چیزی را که دیده بودم نوشته‌ای مرکب خشک نشده بود گویی که همین‌الان نوشته‌شده بود گفت : سپس صبح دمید و درباز شد و ازآنجا بیرون آمد ›› 


6محمد بن قاسم شافعی

جوینی شافعی به سند خود  از محمد بن قاسم نیشابوری نقل می‌کند : ‹‹ محمد بن قاسم گوید من از کسانی بودم که زیارت قبر امام رضا (ع) را قبول نداشتم و مردم را از زیارت قبر امام رضا (ع) بازمی‌داشتم . شبی در خواب دیدم که در مشهد حضور دارم و پیامبر (ص) در کنار قبر امام رضا (ع) مشغول نماز است ناگهان صدایی شنیدم که می‌گفت : هر کس دوست دارد قبری را ببیند که اگر آن را زیارت کند خداوند ناراحتی او را از بین می‌برد ، به زیارت این قبر ( قبر امام رضا (ع) ) بیاید که خداوند در این قبر سلاله و ذریه ای از پیامبر را قرار داده است ...

 محمد بن قاسم گوید : وقتی از خواب بیدار شدم غرق در عرق بودم بی‌درنگ غلامم را صدا زدم تا مرکبم را آماده کند ، سوار مرکب شدم و رهسپار زیارت قبر امام رضا (ع) شدم و ازآن‌پس سالی دو بار به زیارت قبر امام رضا (ع) مشرف می‌شوم .


1ابونصر موذن نیشابوری شافعی

جوینی شافعی به نقل از ابونضر موذن نیشابوری می‌گوید : ‹‹ به بیماری سختی مبتلا گشتم ، در آن بیماری زبانم بند آمد و قادر بر سخن گفتن نبودم ، به ذهنم خطور کرد به زیارت قبر امام رضا (ع) بروم و در کنار قبر شریف آن حضرت دعا کنم و او را واسطه قرار دهم و از خدا بخواهم مرا از این بیماری نجات دهد ، به‌قصد زیارت قبر آن حضرت از نیشابور خارج شدم و قبر آن حضرت را زیارت کردم و در سمت بالای سر آن حضرت مشغول خواندن نماز شدم و او را شفیع قراردادم و از خدا خواستم به احترام و منزلت و مقام آن امام مشکل زبانم را برطرف سازد ، در سجده نماز خوابم برد در خواب دیدم ناگهان ماه شکافته شد و مردی از آن خارج شد و به نزدیک من آمد . صدا زد : ابونصر ! بگو : ‹‹ لا اله الا الله ›› من با دست اشاره کردم که قادر بر سخن گفتن نیستم و زبانم بندآمده است ، آن مرد بر سرم فریاد زد و فرمود : مگر به قدرت خدا ایمان نداری ؟ بگو ‹‹ لا اله الا الله ›› من که تا آن هنگام لال بودم یک‌باره زبانم باز شد و گفتم ‹‹ لا اله الا الله ›› . من نیز به شکرانه این نعمت الهی از مشهد پیاده بازگشتم و در طول مسیر همواره ذکر ‹

  افزودن نظر