مبانی دینی زیارت

مبانی دینی زیارت
 27 بهمن 1394  |  3864 بازدید

مبانی دینی زیارت

زیارت قبور اولیای الهی ، خواندن نماز و دعا در کنار قبور آنان، از جمله اموری است که مانند برخی از مفاهیم دینی، به لحاظ حکمی و مفهومی مورد اختلاف برخی فرق اسلامی است ،

مقدمه

بی شک اولیای الهی انسان های بزرگ هستند که هر چند انگشت شمارند اما وجودشان سرچشمه حیات طیبه و فیض معنوی است . آنان مجاری فیض حق و واسطه بین خالق و مخلوق می باشند . چه بسیار انسان هایی که از کانال وجود آنان به حق رسیده و از کوثر وجودشان سیراب شده اند . از این رو به هر اندازه که پیوند انسان با اولیای الهی بیشتر شود، بهره های معنوی بیشتری نصیب می گردد.

بدیهی است که این ارتباط تنها به دوره حیات این مردان بزرگ الهی محدود نمی شود چنان که پیروی از آنان نیز چنین است . مرگ تنها ارتباط ظاهری را از بین می برد اما ارتباط معنوی و پیروی از دستورات و سیره آنان جاودانه می ماند .

 

مفهوم شناسی زیارت

زیارت در لغت از ریشه «زور» است که هم به معنای میل و عدول از چیزی آمده است .

و هم به معنای قصد و توجه می باشد . جالب این است که هر دوی این معنا در معنای اصطلاحی زیارت نیز تحقق می یابد ؛ زیرا زائر را از آن جهت زائر می گویند که وقتی به زیارت مزور و مراد خود می رود، به قصد زیارت مزور خود، از کار، شغل، دنیا و خانواده خود عدول کرده و به قصد دیدار و مزور خود به سوی او می شتابد این همان است که در زیارت نامه پیشوایان خود می خوانیم« قصدت حرمک و اتیت مشهدک»

اما باید دانست که زیارت در اصطلاح دینی ، چیزی فراتر از این معناست و آن عبارت است از دیداری مشتاقانه به منظور برقرار کردن ارتباط روحی و به وجود آوردن پیوندی قلبی میان خود و مزور است . این حرکت عاشقانه که توام با نوعی عشق و اطاعت است ، با هدف همانندی با محبوب خود در عقیده و عمل صورت می گیرد حرکتی که تنها حرکت ظاهری و در مکان نیست بلکه در دل و جان است . در فرآیند زیارت است که عهد و بیعت با محوریت توحید و ولایت پیشوایان معصوم علیهم السلام تجدید می شود و وفاداری صادقانه مرید با مراد اعلام می گردد، این همان است که عالم آل محمد فرمود: ان لکل امام عهدا فی عنق اولیائه و شیعته و ان من تمام الوفاء بالعهد و حسن الاداء زیارت قبورهم ؛ به راستی برای هر امامی به گردن دوستان و پیروانش پیمانی است که از شرطهای وفا به این پیمان، زیارت قبول آنان است .

 

مبانی دینی زیارت

زیارت از جمله مفاهیمی است که مانند بسیاری از مفاهیم دینی به لحاظ مصداقی، مفهومی و حکمی مورد اختلاف است ولی آنگاه که به مبانی دینی زیارت مراجعه شود و مورد تحلیل و تجزیه قرار گیرد یا اختلافات به وحدت می انجامد، یا به حداقل می رسد از این رو در این مجال، این مبانی را به تفکیک مورد بررسی قرار می دهیم .

 

الف: زیارت در قرآن

در قرآن کریم آیاتی وجود دارد که بر جواز ساختن بنا بر قبور اولیای الهی ، نیایش و خواندن دعا و نماز در کنار قبور آنان دلالت دارند.

 

1- احداث بنا بر روی قبور

آیه زیر که به جواز ساختن بنا بر روی جنازه های اصحاب کهف اشاره دارد از جمله آیاتی است که می توان در خصوص ساختن بنا بر روی قبور اولیای الهی مورد استدلال قرار گیرد .

اذ یتنازعون بینهم امرهم فقالوا ابنوا علیهم بنیانا ربهم اعلم بهم قال الذین غلبوا علی امرهم لنتخذن علیهم مسجدا. به یاد آورید آنگاه که میان خود در کارشان نزاع کردند برخی گفتند بر روی آنها ساختمانی بنا کنید خدایشان به حال آنان داناتر است . کسانی که بر کارشان غلبه یافتند گفتند: بر روی آنها ساختمانی بنا کنید خدایشان به حال آنان داناتر است . کسانی که بر کارشان غلبه یافتند گفتند: حتما بر ایشان معبدی بنا خواهیم کرد .

لازم به یادآوری است که خواست مردم و یا پیشنهاد پادشاه وقت، مبنی بر ساختن بنا بر روی قبور اصحاب کهف، زمانی صورت گرفت که اولا از جامعه و سرزمین کهف ، شرک رخت بر بسته بود و حاکمیت و زعامت آن جامعه به دست موحدان افتاده بود . این، موحدان و افراد خداپرست بودند که می خواستند در محل غار و بر روی اجساد مطهر اصحاب کهف مسجد بسازند تا ضمن تجلیل از این مردان خدا، به عبادت خدا بپردازند.

و ثانیا: همان طور که ملاحظه می شود خداوند در نقل پیشنهاد بنای مسجد بر روی اجساد اصحاب کهف، قصد مذمت و نکوهش این پیشنهاد یا رد آن را ندارد . بنابراین این آیه بر جواز بنای مسجد در نزد قبور اولیای الهی دلالت دارد تا بندگان خداجو در این گونه اماکن، به ذکر خدا اشتغال یابند.

این سخن پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم نیز تایید بر جواز احداث بنا بر روی قبور مردان الهی است که خطاب به امام علی علیه السلام فرمود: یا علی من عمر قبورکم و تعاهدها فکانما اعان سلیمان بن داود علی بناء بیت المقدس؛ ای علی! کسی که قبرهای شما را آباد کند و به تعهد خویش پای بند باشد مانند آن است که سلیمان فرزند داود را در ساختن بیت المقدس یاری کرده باشد.

 

2- نماز و زیارت در کنار قبور

از جمله آیاتی که بر جواز دعا در کنار قبور مردگان دلالت دارد این آیه است که خطاب به پیامبر صلی الله علیه و اله و سلم فرمود: و لا تصل علی احمد منهم مات ابدا و لا تقم علی قبره انهم کفرو بالله و رسوله و ماتوا و هم فاسقون؛ هیچ گاه به نماز میت آنان (منافقان) که مرده اند حاضر نشوید و بر قبر آنان (به دعا) نایستید چرا که آنان به خدا و پیامبرش کافر شده و در حال فسق از دار دنیا رفتند.

طبرسی به نقل از حسن بصری، می گوید : که پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله و سلم خواست بر جنازه عبدالله ابی رئیس منافقان مدینه نماز بگزارد ، جبرئیل جامه آن حضرت را گرفت و آیه یاد شده را بر آن حضرت تلاوت کرد و نگذاشت بر جنازه او نماز بخواند.

همان طور که ملاحظه می شود، خداوند در این آیه برای هدم شخصیت منافقان دو تا دستور داده است ، نخست آنکه می فرماید: بر جنازه احدی از منافقان نماز نگزارید. و دیگر آنکه به منظور دعا و طب رحمت برای آنان در کنار قبورشان توقف نکنید . مفهوم این دستورها این است که این کار درباره غیر منافق خوب و عملی شایسته است . هرچند برخی مفسران فراز «ولا تقم علی قبره» را ناظر به زمان دفن دانسته اند ولی گروهی دیگر؛ مانند آلوسی و بیضاوی و دیگران، با دیدی وسیع نگریسته اند و آیه را چنین تفسیر کرده ، می گویند: و لا تقم علی قبره للدفن او لزیاره.

دقت در مفاد آیه نیز می رساند که مقصود، اعم از توقف در هنگام دفن یا وقوف پس از آن است ؛ زیرا همان طور که لفظ «احد» به این دلیل که در سیاق نهی واقع شده است مفید استغراق افراد می باشد، لفظ «ابدا» نیز مفید استغراق زمانی است ؛ زیرا از آن جهت که جمله «ولا تقم علی قبره » بر جمله اول یعنی «ولا تصل علی احد منهم مات ابدا» عطف شده است ، تمام قیوداتی که در جمله معطوف علیه می باشد ، در جمله معطوف نیز جاری می گردد. بنابراین ، معنای آیه چنین خواهد بود همانطور که خداوند پیامبرش را از خواندن نماز بر جنازه هر منافقی و در هر زمان منع کرده ، از هر نوع توقف در کنار قبر منافق و طلب رحمت برای او چه در هنگام دفن و چه پس از آن منع کرده است .

بنابراین ، این آیه به لحاظ مفهوم اصولی، هم بر جواز خواندن نماز بر جنازه مومن دلالت دارد، و هم بر جواز وقوف در کنار قبر انسان مومن در هر زمان اشاره دارد؛ یکی از آن اوقات، ایستادن در کنار قبور مردان بزرگ الهی و طلب رحمت برای آنان است که سال ها از مردنشان گذشته باشد .

زمخشری در تفسیر آیه «لنتخذن علیهم مسجدا...» می گوید: منظور از مسجد که در آیه یاد شده پیشنهاد شده است ، مکانی است که مسلمانان و انسان های خداجو بتوانند در آن مکان نماز بخوانند.

این ایه نیز دلیلی دیگر بر این واقعیت است که خداوند به زائران خانه خود دستور داده تا در نزد مقام ابراهیم علیه السلام نماز بجای آورند: و اذ جعلنا البیت مثابه للناس و امنا واتخذوا من مقام ابراهیم مصلی؛ به یاد آور زمانی را که کعبه مقام امن و مرجع امر دین گردانیدیم و امر شد که مقام ابراهیم را جایگاهی برای نماز گذاردن و پرستش خدا قرار دهید.

وقتی نماز خواندن در کنار قبور اصحاب کهف و در مقام حضرت ابراهیم علیه السلام جایز و مشروع است، در کنار اجساد امامان معصوم علیهم السلام و شهدای گران قدر نیز جایز است، مگر می شود جایگاه اصحاب کهف به دلیل قرب آن مکان به اجساد شریف آن عزیزان و نیز مقام ابراهیم علیه السلام به دلیل ردپای آن حضرت از شرافت بالا برخوردار باشد و نماز در آن اماکن جایز باشد ولی قبور انبیا و پیشوایان معصوم علیهم السلام، نه شریف باشد و نه خواندن نماز در این اماکن جایز و مشروع باشد ؟!

لازم به توضیح است انگیزه مسلمانان از نماز گزاردن و خواندن دعا نزد قبور اولیا، به این معنی نیست که قبر آن بزرگواران را قبله خود قرار دهند و به سوی آن نماز بخوانند تا شرک به حساب آید ، بلکه هر که در اماکن نماز می گزارد در هنگام نیت می گوید: نماز می خوانم «قربه الی الله». آن کدام مسلمان است که قبر مخلوقی را قبله خود قرار دهد و به آن سو نماز بگزارد و بگوید: «نماز می خوانم قربه الی صاحب هذه القبه»!

تایید این مطلب را می توان از متن دعاها و زیارتنامه هایی که بعد از زیارت اهل بیت علیهم السلام خوانده می شود جستجو کرد. فی المثل در دعایی که بعد از نماز زیارت امام حسین علیه السلام وارد شده چنین آمده است : اللهم انی صلیت و رکعت و سجدت لک وحدک لا شریک لک لان الصلوه و الرکوع و السجود لا یکون الا لک... اللهم وهاتان الرکعتان هدیه منی الی مولای الحسین بن علی علیه السلام

اگر نماز خواندن در کنار قبور پیشوایان دین اشکال دارد، چرا دخت گرامی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم هر جمعه به زیارت قبر عمویش حمزه می رفت و در آنجا به نماز می ایستاد: کانت فاطمه تزور قبر عمها حمزه کل جمعه فتصلی و تبکی عنده.

 

3- زیارت و جواز طلب استغفار

از جمله آیاتی که بر موضوع زیارت و جواز طلب استغفار از مراد و مزور دلالت دارد، این آیه است که فرمود: و لو انهم اذ ظلموا انفسهم جائوک فاستغفروا الله و استغفر لهم الرسول لوجدوا الله توابا رحیما اگر منافقین آنگاه که به خود ستم کرده بودند به نزد تو می آمدند و از کردار خود به خدا توبه می کردند و رسول خدا هم برای آنان طلب آمرزش می کرد، البته که خدا را توبه پذیر و مهربان می یافتند.

با استفاده از این آیه شریفه می توان گفت : همچنان که درخواست طلب استغفار از پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله و سلم در زمان حیاتشان جایز است، بعد از رحلت آن حضرت نیز جایز است؛ چرا که پیامبر بعد از رحلتشان موقعیت دیگران را درک می کند و صدای آنان را می شنود و بر همین اساس است که دیده شده عرب ها به نزد قبر آن حضرت می آمدند و به استناد آیه یاد شده، آن حضرت را واسطه میان خود و خدا قرار می دادند و از او می خواستند تا برای آنان طلب رحمت و مغفرت کند. سمهودی به نقل از محمد بن حرب هلالی آورده است که او گفت :

دخلت المدینه فاتیت قبر النبی صلی الله علیه و اله و سلم زرته و جلست بحذائه فجاء اعرابی فزاره ثم قال: یا خیرالرسول، ان الله انزل علیک کتابا صادقا قال فیه: « و لو انهم اذ ظلموا انفسهم جائوک فاستغفروا الله و استغفر لهم الرسول لوجدوا الله توابا رحیما» و انی جئتک مستغفرا ربک من ذنوبی مستشفعا فیها بک؛ وارد مدینه شدم و به کنار فقر پیامبر رفته، آن حضرت را زیارت کردم و سپس در برابر قبر شریف نشستم، در این هنگام بود که عربی آمد و گفت: سلام بر تو ای بهترین رسولان، خداوند بر تو کتابی راست گفتار فرو فرستاد و در ان فرمود: (اگر آنان که به خود ستم کرده بودند، به نزد تو می آمدند و از کردار خود به خدا توبه می کردند و تو هم برای آنان دعا می کردی، البته که خدا را توبه پذیر و مهربان می یافتند)، اینک من به نزد تو آمدم در حالی که از پروردگارت می خواهم که از گناهانم بگذرد و از تو در این باره می خواهم که مرا شفاعت کنی.

یکی دیگر از محققین اهل سنت به نام تقی الدین سبیک نیز در این باره که هر گناهکاری میتواند پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم را میان خود و خدا واسطه قرار دهد می گوید: هم اینک نیز مسلمانان به حکم آیه یاد شده می توانند به نزد پیامبر رفته و در ضمن استغفار، از او بخواهند که از خدا طلب آمرزش کند.

ممکن است گفته شود: آنچه در آیه یاد شده آمده، مربوط به زمان حیات پیامبر بوده و تنها در آن زمان امکان پذیر است نه در حال ممات که رابطه دیگران با او قطع شده است . اما در پاسخ باید گفت :

اولا: مرگ در باور ما پایان زندگی نیست, بلکه دریچه ای به جهان دیگر است و انسان در جهان برزخ زنده، بینا و شنواست. اگر قرآن با صراحت اعلام داشته که شهدای راه حق زنده و در نزد خدا روزی می خورند، آیا می توان تصور کرد که پیامبران و اولیای الهی با مرگ معدوم می شوند و از بین می روند؟!

ثانیا: در برخی روایات وارد شده که سلام و درودی که بر پیامبر فرستاده می شود می شنود، چنانکه خود آن حضرت در این باره فرمود: صلوا علی حیثما کنتم فان صلاتکم تبلغنی؛ بر من درود فرستید که هر جا باشید درود شما به من می رسد.

ثالثا: متون دینی ما پر از این واقعیت است که اعمال ما به پیامبر صلی الله علیه و اله و سلم و امامان معصوم علیهم السلام عرضه می شود، مگر تشرف به کنار قبر آنان و زیارت و طلب شفاعت از آنان عمل نیست که بر آنان عرضه می شود! این را از زبان پیامبر رحمت بشنویم که فرمود:

حیاتی خیر لکم و مماتی خیر لکم، قالوا: یا رسول الله و کیف ذلک؟! فقال: اما حیاتی فان الله عزوجل یقول: « و ما کان الله لیعذبهم و انت فیهم» و اما مفارقتی ایاکم فان اعمالکم تعرض علی کل یوم فما کان من حسن استزدت الله لکم و ما کان من قبیح استغفرت الله لکم؛ هم زنده بودنم برای شماخوب است و هم مرده بودنم ، پرسیدند: چگونه یا رسول الله؟! فرمود: اما زنده بودنم، به این دلیل است که خداوند فرمود: تا زمانی که من در میان شما باشم خدا شما را مجازات نمی کند، اما جدایی من از شما، به این دلیل است که هر روز، اعمالتان بر من عرضه می شود، پس اگر عملتان خوب باشد از خدا می خواهم که آن را فزونی بخشد و اگر عملتان زشت باشد از خدا برای شما درخواست مغفرت و رحمت می کنم.

رابعا: مسلمانان در تشهد خود بر رسول خدا صلی الله علیه و اله و سلم سلام و درود می فرستند، بدیهی است که این سلام، کاری تشریفاتی نیست بلکه عملی واقعی است و مسلمانان بر حسب باور خود، بر آن حضرت سلام می دهند که سلامی از شخص زنده به زنده است .

خامسا: مفاد آیه « ولوانهم اذ ظلموا انفسهم جائوک فاستغفروا الله...» که درباره پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم آمده است، حاکی از فضیلت و تعظیم ان حضرت است ، بدیهی است که این تعظیم امری جاودان بوده و به زمانی خاص و حیات آن حضرت اختصاص ندارد. سخن خود آن حضرت دلیلی روشن بر این واقعیت است که فرمود: من حج فزار قبری بعد وفاتی کان کمن زارنی فی حیاتی؛ هر کس که پس از بجای آوردن حج و زیارت خانه خدا، قبر مرا زیارت کند گویا مرا در زمان حیاتم زیارت کرده است.

ب: زیارت در روایات

روایاتی بسیار وجود دارند که بر استحباب زیارت قبور اولیای الهی، جواز بنا روی آن، جواز دعا، خواندن نماز در کنار قبور آنان دلالت دارند. اینک برخی را به اختصار یادآور می شویم.

1- توصیه به زیارت قبور اولیای الهی

هر دو طائفه از علمای فریقین در خصوص احترام مرقد مطهر رسول خدا صلی الله علیه و اله و سلم توافق نظر دارند و آن را شریف ترین عبادت و بهترین طاعت می دانند، و تاکید دارند که هر زائر خانه خدا، قبل یا بعد از طواف بیت الله الحرام، سراغ حرم نبوی رفته و به زیارت بارگاه ملکوتی آن حضرت بپردازد. در کتاب القطوف الدانیه بابی با عنوان «فضل زیاره النبی» باز شده است که روایات زیادی در خود جای داده است. یکی از این روایات که راوی آن عبدالله بن عمر است پیامبر خدا صلی الله علیه و اله و سلم فرمود: من زار قبری وجبت له شفاعتی، هر کس قبر مرا زیارت کند ، شفاعتم برای او واجب می گردد.

این کتاب بعد از نقل روایاتی که بر زیارت قبر پیامبر خدا صلی ا لله علیه و ا له و سلم تشویق و توصیه کرده است، به چگونگی زیارت پرداخته، می گوید: پیامبر خدا را با این فرازها زیارت کنید: السلام علیک یا نبی الله و رحمه الله و برکاته، اشهد انک جاهدت فی امر الله حتی قبض الله روحک حمیدا محمودا، فجزاک الله عن صغیرنا و کبیرنا خیرالجزاء و صلی علیک افضل الصلاه و ازکاها و اتم التحیه و انماها. اللهم اجعل نبینا یوم القیامه اقرب النبیین الیک و اسقنا من کاسه و ارزقنا من شفاعته واجعلنا من رفقائه یوم القیامه، اللهم لا تجعل هذا آخر العهد بقبر نبینا صلی الله علیه و اله و سلم وارزقنا العود الیه یا ذالجلال و الاکرام.

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم در ضرورت زیارت قبر خود توسط مؤمنین فرمود: من حج و لم یزرنی فقد جفانی؛ هر کس حج بجای آورد ولی قبر مرا زیارت نکند به من جفا کرده است .

آن حضرت تنها به زیارت قبر خود توصیه نمی کرد، بلکه به زیارت قبر امام علی علیه السلام و فرزندانش حسن و حسین علیهم السلام نیز توصیه کرده است . در خصوص زیارت امام حسین فرمود:

الا ومن زاره فقد زارنی و من زارنی فکانما زارالله، و حق علی الله ان لا یعذبه بالنار...؛ هر کس او را زیارت کند مرا زیارت کرده است و هر که مرا زیارت کند، گوییخ دا را زیارت کرده است و سزاوار است که خداوند او را به آتش دورخ عذاب نکند.

در جایی دیگر خطاب به امام حسن علیه السلام فرمود: من زارنی حیا او میتا، او زار اباک، او زار اخاک، اوزارک، کان حقا علی ان ازوره یوم القیامه و اخلصه من ذنوبه؛ هر کس مرا در زمان حیات و یا مرگم زیارت کند، یا پدرت را زیارت کند، یا برادرت را زیارت کند و یا شما را زیارت کند بر من لازم است که او را در قیامت زیارت کنم و وی را از گناهانش نجات دهم.

 

2- جواز دعا و شفا خواستن

پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله و سلم تنها به زیارت فرزندش حسین علیه السلام توصیه نکرده است ، بلکه بر دعا و شفا خواستن از آن حضرت تصیرح کرده، می فرماید: الا و من زاره فقد زارنی و من زارنی فکانما زارالله... الا و ان الاجابه تحت قبته، و الشفاء فی تربته؛ هر کس او را زیارت کند مرا زیارت کرده است و هر که مرا زیارت کند...، بدانید که اجابت دعا در زیر قبه او و شفا در تربت او است.

 

3- زیارت پیمانی الهی

امام رضا علیه السلام زیارت خاندان عصمت را پیمان الهی می داند که با زیارت شکل می گیرد، چنانکه فرمود: ان لکل امام عهدا فی عنق اولیائه و شیعته و ان من تمام العهد زیاره قبورهم؛ برای هر امامی بر گردن شیعیان و طرفدارانش پیمانی است، از جمله این پیمان، زیارت قبور آنان است.

ج: زیارت در سیره پیامبر و ائمه

زیارت در سیره رسول خدا صلی ا لله علیه و اله و سلم و ائمه معصومین علیهم السلام چیزی نیست که قابل انکار باشد؛ چرا که در صفحات تاریخ، مواردی از زیارت این خاندان ثبت شده است که آنان به زیارت اهل قبور می رفتند و با خواندن ادعیه برای آنان طلب رحمت و مغفرت می کردند.

 

زیارت در سیره پیامبر صلی ا لله علیه و آله و سلم

عن صفوان الجمال قال: سمعت ابا عبدالله علیه السلام یقول: کان رسول الله صلی الله علیه و اله و سلم یخرج فی ملا من الناس من اصحابه کل عشیه خمیس الی بقیع المدنیین فیقول: ثلاثا: السلام علیکم یا اهل الدیار و ثلاثا: رحمکم الله؛ از صفوان جمال نقل شده که گفت: از امام صادق علیه السلام شنیدم که فرمود: رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در هر شامگاه روز پنج شنبه همراه با گروهی از یاران خود به زیارت اهل بقیع از مدینه می رفت و سه بار بر آنان سلام می داد و می فرمود: السلام علیکم یا اهل الدیار و سه بار هم برای آنان طلب رحمت کرده و می فرمود: رحمکم الله.

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم پس از فتح مکه، آنگاه که به «ابواء» رسید، به منظور زیارت قبر مادرش «آمنه» از مرکب پیاده شد و به کنار قبر او رفت و بر زمین نشست و ضمن طلب رحمت و مغفرت برای او گریه کرد، این گریه به حدی بود که صحابه و همراهان پیامبر آن را دیدند، از این رو آنان نیز متاثر شدند.

این حدیث که متواتر است افزون بر کتابهای امامیه، در کتاب های اهل سنت مانند: « صحیح مسلم»، «سنن نسائی»، «سنن بن ماجه»، «سنن ابی داود» و «صحیح ابن حبان» نیز آمده است .

 

رفتن فاطمه علیها السلام به زیارت قبر پدر

از امام علی علیه السلام روایت شده است که وقتی رسول خدا صلی الله علیه و اله و سلم را دفن کردند، حضرت فاطمه (س) کنار قبر ایستاد، مقداری از خاک قبر را برداشت و بر چشمش گذاشت. آنگاه گریه کرد و فرمود: چه باک کسی را که خاک کوی احمد را ببوید و هرگز در طول زمان مشک و عنبری را نبوید.

بیهقی در کتاب السنن الکبری از امام سجاد علیه السلام و او از پدرانش آورده است که فرمود: ان فاطمه بنت النبی- صلی الله علیه و سلم- کانت تزور قبر عمها حمزه کل جمعه فتصلی و تبکی عنده؛ فاطمه دختر پیامبر صلی الله علیه و اله و سلم در هر روز جمعه به زیارت قبر عموی خود حمزه می رفت و در کنار قبر ان حضرت نماز می خواند و گریه می کرد.

 

زیارت در سیره امام حسین علیه السلام

امام حسین علیه السلام تا زمانی که در مدینه بود مرتب به زیارت جدش، رسول خدا صلی الله علیه و اله و سلم می رفت و خدا را به پیامبرش سوگند می داد و از او درخواست کمک می کرد . اخرین باری که آن حضرت به زیارت قبر جدش مشرف شد تا زمانی بود که در پاسخ به دعوت مردم کوفه، می خواست مدینه را ترک کند، آن حضرت که برای خداحافظی رفته بود فرمود: اللهم هذا قبر نبیک محمد و انا ابن بنت نبیک و قد حضرنی من الامر ما قد علمت، ...اسالک یا ذالجلال و الاکرام بحق القبر و من فیه الا اخترت لی ما هولک رضی و لرسولک رضی، خداوندا این قبر پیامبر تو محمد است و من فرزند دختر او هستم، برای من امری که خود می دانی پیش آمده است، ... از تو ای صاحب جلال و کرامت، به حق این قبر و کسی که در آن آرمیده است می خواهم، برای من راهی برگزین که رضایت تو و رسولت در آن باشد .

امام باقر علیه السلام به نقل از پدرش آورده است که فرمود: ان الحسین بن علی کان یزور قبر الحسن بن علی علیهما السلام کل عشیه جمعه؛ امام حسین علیه السلام در هر شامگاه جمعه به زیارت قبر برادرش حسن علیه السلام می رفت .

زیارت قبور اولیای الهی سنتی رایج بود که از دیرباز در میان اصحاب پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم ، ائمه معصومین و دیگر مسلمانان مرسوم بود، زیارت امام سجاد علیه السلام، امام صادق علیه السلام، امام کاظم علیه السلام، امام رضا علیه السلام، زیارت جناب بلال و ابو ایوب انصاری که مرتب به زیارت قبر پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم می رفتند از این موارد است که به دلیل پیشگیری از اطاله به ارجاع بسنده می گردد.

 

جمع بندی و نتیجه گیری

زیارت قبور اولیای الهی ، خواندن نماز و دعا در کنار قبور آنان، از جمله اموری است که مانند برخی از مفاهیم دینی، به لحاظ حکمی و مفهومی مورد اختلاف برخی فرق اسلامی است ، ولی آنگاه به مبانی دینی زیارت مراجعه شود و مورد تحلیل و تجزیه قرار گیرد اختلاف موجود حل گشته و یا به حداقل می رسد .

این نوشته کوشیده است تا با تحلیل و تجزیه برخی آیات قرآن، سیره عملی و نظری پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله و سلم و اهل بیت عصمت علیهم السلام و نیز سیره صحابه جواز و استحباب زیارت را تبیین نماید.

  افزودن نظر