زیارت؛ طریق بندگی

زیارت؛ طریق بندگی
 27 بهمن 1394  |  1536 بازدید

زیارت؛ طریق بندگی

راه وصول به مقام عبودیت، معرفت است و عبودیت نیز خود طریق معرفت رب است. عبادت بی معرفت، جسم بی روحی است که هیچ گونه آثار حیات و زندگی در آن نیست.

مقدمه

زیارت قبور انبیاء و اولیاء دین یکی از سنن مشهور اسلامی است که جزء فرقه استعماری وهابیت، احدی از مسلمین منکر آن نیست. زیارت برگرفته از یک نگرش عمیق توحیدی است که اوج آن را باید در مکتب اهل‌بیت (علیهم‌السلام) مشاهده کرد. در احادیث وارده سفارش‌های فراوانی به زیارت اهل‌بیت (علیهم‌السلام) شده است.

با توجه به‌تصریح نصوص دینی که هدف خلقت را عبودیت معرفی می‌کنند، این پرسش مطرح می‌شود که چه رابطه‌ای بین زیارت اهل‌بیت (علیهم‌السلام) و عبودیت وجود دارد؟ زیارت مضاجع شریفه چه تأثیری در عبودیت دارد؟ برای این منظور آثار و برکات زیارت رابطه این آثار با عبودیت خدای متعال تبیین می‌شود.

 

چیستی زیارت

زیارت قصد دیدار همراه با تعظیم و اکرام و انس با مزور است (مجمع البحرین، طریحی، ج3، ص320). زیارت، دیدار و انس با شخصی به انگیزه بزرگداشت اوست، در مورد پیشوایان دین، به معنای دیدار عاشقانه زائر از سرای آنان و اظهار علاقه و وفاداری و اعلان فروتنی در برابر آن بزرگواران است (فلسفه زیارت، جوادی آملی، ص35-36) زیارت دارای مراتب و درجات مختلفی است افراد به‌حسب تفاوت مرتبه وجودی، زیارت آن‌ها نیز درجات متفاوتی پیدا می‌کند. هر چه شخص در رتبه بالاتری باشد زیارت او نیز کامل‌تر است. جوهره زیارت به معرفت به‌حق و مقام امام معصوم است چنانکه در زیارت امام رضا علیه‌السلام آمده «من زاره مسلّماً لأمره عارفا بحقه کان عندالله عزوجل کشهداء بدر» (بحارالانوار، مجلسی، ج99، ص41) عارف به‌حق امام به این است که بداند او امام مفترض الطاعه، غریب و شهید است.(صدوق، أمالی الصدوق، ص121) و «گوش دادن به سخنان امام و اطاعت از او» نیز حق امام بر مردم است. (الکافى، کلینی، ج1، ص405)

زائر با حضور در مقابر اولیا الهی علاوه بر جسم، باجان آن‌ها نیز پیوند معنوی و ملکوتی برقرار می­کند. هر فردی با مرتبه خاص وجودی خود با ساحت بی‌کران امام مرتبط می­شوند، بدون آنکه حقیقت او را درک کند. زیارت قبور ائمه (علیهم‌السلام) که در روایات متواتراً مورد تأکید قرارگرفته، با حضور بدنی زائر بر بالین جسد قدسی امام تحقق می‌یابد. جسد امام به خاطر پیوند آن باروح ملکوتی امام دارای قداست و شرافت تکوینی است. بعد از مرگ نیز این ارتباط همچنان باقی است ارتباط کم می‌شود اما از بین نمی‌رود ارواح مقدسه و نفوس کملین به جهت قداست و قدرت روحی پیوند آن‌ها با بدن بیش از سایر انسان‌ها است، ازاین‌رو بدن اولیاء الهی بعد از مرگ نمی‌پوسد. آداب و احکامی که در مورد زیارت قبور ائمه (علیهم‌السلام) وجود دارد حاکی از این است که بین روح و بدن مادی بعد از مرگ نیز ارتباط وجود دارد اگر چنین ارتباطی وجود نداشته باشد و به‌طورکلی روح از بدن عنصری جدا می‌شد، هیچ‌گاه این‌همه آداب و احکام و ثواب برای زیارت اولیا و مؤمنین وارد نمی‌شد و همه این آداب و احترام‌ها صرفاً به خاطر ارتباط ما کان روح با بدن بود.

زیارت چنگ زدن به حبل متین الهی و وسایط فیض خدای رحمان است. ارتباط با حق بدون این وسایط عقلاً و نقلاً ممکن نیست. این واسطه وجوداً و تکویناً برای ارتباط با ذی الواسطه ضرورت دارد. زیارت بامعرفت آثار زیادی در زائر دارد و در ارتقا مقام معنوی زائر تأثیر زیادی دارد. مرحوم بهاری همدانی می‌فرماید:

«باری چون قصد زیارت اولیای حقیقی (به‌خصوص خاندان وحی (علیهم‌السلام)) را بنماید اولاً باید بداند که نفوس مقدسه طیبه طاهره چون از ابدان جسمانیه مفارقت نمود و متصل به قدس و حجرات گردید غلبه و احاطه ایشان به این عالم اقوا گردد و تصرفات آن در این نشات بیش از سابق شود و اطلاعات آن‌ها به زائران اتم و اکمل گردد»( تذکره المتقین، بهاری، ص 76)

 

رابطه معرفت رب و معرفت امام

راه وصول به مقام عبودیت، معرفت است و عبودیت نیز خود طریق معرفت رب است. عبادت بی‌معرفت، جسم بی‌روحی است که هیچ‌گونه آثار حیات و زندگی در آن نیست. اولین مرتبه عبادت خدا شناخت اوست. أول عبادة الله معرفته (التوحید، شیخ صدوق، ص 34 ). خداوند عمل بدون شناخت نمی‌پذیرد.« لا یقبل‏ اللّه‏ عملا إلّا بمعرفة و لا معرفة إلّا بعمل»‏(الکافی، کلینی، ج‏1، ص44). امام حسین (علیه السلام) فلسفه خلقت عبادت را معرفت رب می‌داند و هدف از شناخت خدا را عبادت او بیان می‌کنند: «إنّ اللّه جلّ ذکره ما خلق العباد إلّا لیعرفوه فإذا عرفوه عبدوه» (علل الشرائع ، صدوق، ج‏1، ص 9)

از آن حضرت سوال شد معرفت خدا به چیست؟ آن حضرت فرمودند: معرفت خدا به شناخت امام زمان است که اطاعتش بر مردم واجب است(فما معرفة اللّه قال معرفة أَهل‏ کل‏ زمان إمامهم الّذی یجب علیهم طاعته) (بحار الأنوار، مجلسی، ج‏23، ص83). مطابق این روایت شناخت امام همان شناخت حق است. اگر امام شناخته شود خدا نیز شناخت می‌شود. این شناخت صرفاً یک سلسله معارف حصولی و اکتسابی نیست که با بحث و نظر صرف حاصل شود بلکه این شناخت همراه با عمل است.

در دعای «اللهم عرفنی نفسک» (الکافی، کلینی، ج‏1 ، ص 337) نیز بین معرفت حق و معرفت حجت الهی تلازم برقرارشده است و معنی آن این است که معرفت حجت الهی ملازم بامعرفت خدا است و جهل به حجت خدا، جهل به خداوند است. در روایات آمده است تنها کسی خداوند عزوجل را می‌شناسد و او را عبادت می‌کند که خدا و امام خود را از اهل‌بیت شناخته باشد و کسی که خدا و امام خود را نشناسد، غیر خدا را می‌پرستد که راهش ضلالت است: «إنّما یعرف اللّه عزّ و جل و یعبده من عرف اللّه و عرف إمامه منا أَهل البیت و من لا یعرف اللّه عزّ و جل و لا یعرف الْإمام منا أَهل البیت فإنما یعرف و یعبد غیر اللَّه هکذا و اللّه ضلالا»(الکافی، کلینی، ج‏1 ، ص181).

مطابق روایات اگر ائمه نبودند خدا شناخته نمی‌شد. «لولاهم ما عرف اللّه عزّ و جل »(الکافی، کلینی، ج‏1، ص 193) و به‌واسطه اهل‌بیت است که خدا عبادت می‌شود همان‌طور که شناخت خدا و اقرار به وحدانیت او نیز به سبب ایشان است. «بنا عبد اللّه و بنا عرف اللّه و بنا وحّد اللّه تبارک و تعالى». (الکافی، کلینی، ج‏1، ص145)

یکی از برکات زیارت؛ افزایش معرفت نسبت به اهل‌بیت (علیهم‌السلام) است. معرفت، شرط کمال زیارت است. معرفت به اهل‌بیت (علیهم‌السلام) به معنای اعلم، افضل، معصوم و منصوبِ از جانب خدا دانستنِ آن گرامیان و واجب دانستن پیروی از آنان است، به‌گونه‌ای که با عمل به سیره و سنّت آنان، مسیر و سبک زندگی خود را ترسیم می‌کند، هرچند همگان به یک اندازه از چنین شناختی برخوردار نیستند، ولی هرکسی به مقدار معرفت و ظرفیت خود از آن بهره می‌گیرد. (ادب و فنای مقربان، جوادی آملی، ج1، ص44) وقتی‌که انسان جسم و روح خود را به سمت مضاجع شریف اهل‌بیت (علیهم‌السلام) متوجه می‌کند، عنایات آن‌ها به زوار خود نیز بیشتر می‌شود و قطره‌ای از ساحت بی‌کران خود را به زائر می­نمایاند. زیارت ائمه اطهار (علیهم‌السلام) در افزایش معرفت انسان به آن‌ها نقش اساسی دارد. آنان به‌تناسب ظرفیت وجودی، زوار خود را اکرام می‌کنند.

اهل‌بیت (علیهم‌السلام) آیینه حق هستند و صفات الهی را به نحو اتم و اکمل نشان می‌دهند. زیارت مظاهر الهی شناخت ما را از حق افزایش می‌دهد و ما را به فهم ایشان آشنا می‌سازد. هر چه معرفت ما از اهل‌بیت بیش باشد، معرفت حق ما نیز بیشتر خواهد شد. زیارت اهل‌بیت (علیهم الاسلام) حجاب‌های تاریک جهالت را از دید زائر عارف برمی‌دارد. چنانکه در روایات، سجده بر تربت امام حسین (علیه‌السلام) سبب خرق حجاب‌های هفت‌گانه شده است (بحارالانوار، مجلسی، ج ۱۰۱، ص ۱۳۵). ازاینجا روشن می‌شود چرا زیارت نقش مهمی در عبودیت دارد. زیارت سبب افزایش معرفت به مزور می‌شود و ازآنجاکه حجت الهی آیینه حق نما است، شناخت حجت الهی سبب معرفت حق می‌شود و معرفت حق سبب عبودیت می‌شود.


زیارت و محبت

محبت و دوستی خدا که از اعظم درجات و متعالی‌ترین مقامات است، محصول معرفت است. زیرا انسان هر کس و هر چیزی را که دوست می‌دارد برای این است که او را به کمالی از کمالات متصف می‌داند، چون حب به کمال، فطری بشر است و برحسب این فطرت وقتی معرفت به خدا پیدا کرد که کمال مطلق و جامع جمیع کمالات است ازجمله علائم معرفت، شوق به عبادت و دعا و مناجات و انجام تکالیف و فرائض. (معرفت حجت خدا، صافی گلپایگانی، ص25)

زیارت باعث افزایش محبت و مودت بین زائر و مزور می‌شود. زائری که از کاشانه خود مهاجرت می­کند و با جسم و جان به دیدار حجت الهی می شتابد حاکی از شوق و عشق اوست. این محبت اولیه با زیارت های مکرر بیشتر می شود و روح زائر را در آتش عشق و محبت امام شعله‌ور‌ می‌کند، تکرر عمل زیارت سبب تشدید محبت می‌شود و این تکرر بیانگر تجدید میثاق زائر با مزور و عنایت آن حضرت به ایشان است. وقتی محبت و اشتیاق در انسان رسوخ کند، توفیق حرکت به سمت عبودیت بیشتر می‌شود. در اثر این محبت، توفیق انجام عبادت و ترک گناهان در او بیشتر می‌شود ازآنجاکه امام وجه تام حق است، همواره مظهر از صاحب مظهر و وجه از صاحب وجه حکایت می­کند. محبت به امام نیز طریقی برای محبت به خداست این محبت سبب از بین بردن گناهان و زمینه عروج زائر برای وصول به عبودیت می‌شود.


یاد مرگ و آخرت

یکی دیگر از آثار تربیتی زیارت، «یاد مرگ و آخرت» است. انسان برای دیدن چهره واقعی سراب دنیا چاره‌ای جزء اندیشیدن درباره فرجام زندگی ندارد. مشغله‌های دنیوی کمتر به انسان فرصت اندیشیدن و تأمل در فرجام زندگی و زندگی ابدی را می‌دهد. زیارت اهل قبور برای زدودن زنگار غفلت نقش اساسی دارد. در روایات آمده است. «زوروا القبور فانها تذکره الاخره» (کنز العمال، متقی، ج15، ص647، ح 42558)

در بین قبور مؤمنین مضاجع شریف ائمه اطهار (علیهم‌السلام) که صالحان نوع بشراند، جایگاه ویژه‌ای دارند. نورانیت و گستره وجودی این قبور در پیوند دادن انسان با مسئله اساسی مرگ و آخرت نقش اساسی دارد. نوع انسان‌ها همواره گرفتار مطامع نفسانی و زرق‌وبرق‌های زندگی زودگذر دنیا هستند. این حالت همواره همراه اوست و مادامی‌که انسان گرفتار این حالت است به کمال و سعادت دست نمی‌یابد. وقتی انسان به زیارت قبور نورانی ائمه اطهار (علیهم‌السلام) می‌رود، تمنیات نفسانی و آرزوهای دنیوی او رنگ می‌بازد و فراغت خاطر برای سالک فراهم می‌آورد تا از دهلیز تنگ عالم طبیعت رها شود و به حظیره القدس ملکوت راه پیدا کند و زمینه ورود به صراط عبودیت فراهم شود.

 

ازدیاد یقین

یکی دیگر از آثار تربیتی زیارت «ازدیاد یقین» است. زیارت باعث افزایش یقین و باز شدن چشم باطن انسان می‌شود. ازآنجاکه زیارت همراه با اذکار، ادعیه، پیمودن مسیر، حضور و توجه است و اعضا جوارحی و جوانبی انسان را درگیر می‌کند و توام با علم و عمل است؛ در افزایش یقین و اعتقادات تأثیر اساسی دارد. این یقین به‌نوبه خود سبب قوت و غنای عمل می­شود و قوت عمل نیز باعث رسوخ در عقاید و افزایش یقین می­شود. «غفلت»، موجب تبدیل بنیادی‌ترین مسئله زندگی به یک موضوع حاشیه‌ای می‌شود. یکی از اهداف اساسی دین، غفلت زدایی و رشد یقین در انسان است. یقین، پایه دین است(میزان الحکمه، ری‌شهری، ج14، ص717). بر اساس آموزه­های دینی، غفلت مایه نابودی نفس (شرح غررالحکم، آمدی، ج1، ص389) و نوعی رجس و چرک است که مانع کمال می‌شود (فطرت در قرآن ، جوادی آملی، ص393).

رابطه بین یقین و عبودیت نیز روشن است عبودیت واقعی غیر از دستیابی به سرچشمه یقین حاصل نمی‌شود. یقین بزرگ‌ترین سرمایه انسان برای پیمودن طریق سلوک است. یقین و اعتقاد راسخ، عقاید و انگیزه معنوی را در انسان تقویت می‌کند و حقیقت گناه را مکشوف و میل به گناه را در انسان می‌خشکاند.

 

اسوه پذیری و تشبه به مزور

زائری که به زیارت حجت الهی می‌رود به خلیفه‌اللهی او اعتقاد دارد و او را به‌عنوان کامل‌ترین انسان و امام معترض الطاعه در همه شئون الگو قرار می دهد. زائر همواره سعی می‌کند خود را هرچه بیشتر به کمالات امام شبیه کند و با تحلیه به مکارم اخلاق و تخلیه از محارم در مسیر تقرب به خدا گام برمی‌دارد. اخلاق حجت الهی خدا گونه و صفات او مظهر صفات خداوند تبارک‌وتعالی است. زائر با اسوه قرار دادن مزور و تلاش در تشبه و تحلیه به صفات ایشان به‌سوی خداوند تقرب می‌جوید و مسیر عبودیت را در نهاد خود مستحکم می‌سازد.

 

غفران و بخشش

یکی از آثار زیارت ریزش گناهان و مشمول غفران الهی قرار گرفتن است. مطابق روایات زیارت ائمه اطهار (علیهم‌السلام) سبب ریزش گناهان می‌شود. در زیارت حضرت رسول (صلی‌الله علیه و آله) آمده است: جئتک یا رسول‌الله مستغفرا تائبا من ذنوبی ... لیغفرلی» ( عاملی، وسایل الشیعه ، ج14، ص341) در ثواب زیارت امام رضا علیه‌السلام و نیز سایر ائمه (علیهم‌السلام) غفران ذنوب ذکرشده است (من لا یحضره الفقیه، صدوق، ج‌2، ص 583) به‌واسطه این استغفار و توبه‌ای که برای زائر حاصل می‌شود از روح شخص، سنگینی گناهان گذشته که مانع سلوک او در مسیر عبودیت می‌شد برداشته می‌شود و شخص قدرت و قوت برای انجام عبادت پیدا می‌کند.

  افزودن نظر