وقف؛ میراث جاودان

وقف؛ میراث جاودان
 27 بهمن 1394  |  2248 بازدید

وقف؛ میراث جاودان

مسلمانان با آگاهي از ثمرات ماندگار وقف و بر اساس انگيزه هاي خير خواهانه ، آثار ماندگار و صالحات و باقياتي از خود به يادگار گذاردند که نتايج آن امروزه بر هيچ کس پوشيده نيست ، زيرا وجود هزاران مرکز علمي ، آموزشي ، معنوي شاهد و گواه آشکاري براين مدعاست.

وقف عين حبس است بر ملك خداي تعالي، بنابراين ملكيت مالك آن به خداوند منتقل مي‌شود

 

  تأثير نهاد وقف به عنوان يک سنت ماندگار و به جاي مانده از پيامبر گرامي اسلام (ص) در پيشرفت هاي علمي ، فرهنگي ، اجتماعي و حتي سياسي در جهان اسلام بر کسي پوشيده و پنهان نيست .

 

مسلمانان با آگاهي از ثمرات ماندگار وقف و بر اساس انگيزه هاي خير خواهانه ، آثار ماندگار و صالحات و باقياتي از خود به يادگار گذاردند که نتايج آن امروزه بر هيچ کس پوشيده نيست ، زيرا وجود هزاران مرکز علمي ، آموزشي ، معنوي شاهد و گواه آشکاري براين مدعاست.

 

ممکن است اين سوال پيش آيد که چرا بايد آدمي با تمام رنج و زحمتي که براي بدست آوردن مال واموال مستقبل مي گردد، پس از سالها تلاش خود را از نگهداري آن محروم کرده و آن را وقف کند؟

 

پاسخ اين سوال در فطرت و سرشت انسان نهفته است ، زيرا آدمي ميل به ماندن و بقا دارد ، انسان دوست دارد هميشه زنده باشد، از نيستي و نبودن گريزان است؛تا رنج و درد کوچکي قسمتي از وجودش را مي گيرد سراسيمه به پزشک مراجعه مي کند تا عارضه اي متوجه او نشود ، ميل به خلود و جاودانگي ريشه در روح و روان آدمي دارد.

 

انسان مي خواهد حتي پس از مرگ و اجابت دعوت حق زنده باشد ونام او ماندگار باشد . به همين منظور چون هستي را نمي بيند بنابراين پادر ورطه ايثار و انفاق و از خود گذشتگي مي نهد .

 

آدمي با وقف بخشي از اموال خود ضمن کسب رضاي الهي و پيروي از سنت و سيره پيامبر گرامي اسلام (ص) و اهل بيت معصومين (ع) نام نيکوي خود را جاودانه مي سازد و امروز شاهديم کساني که صدها سال است در خاک آرميده اند ، از ثمرات وجود موقوفات آنها ، بخش عظيمي از جامعه بهره مند هستند، توگويي هنوز زنده اند وخوان انفاق آنان تا ابد گسترده است ، امروزه نام واقفين بر تارک موقوفات کشور مي درخشد واين درحالي است که حتي نامي از فرزندان ، نوه و نتيجه هايشان وجود ندارد.

 

ثمرات وقف بر هيچکس پوشيده نيست و چه کسي بيشتر از اين ثمرات بهره مند است به جز واقف آن .

 

بسياري بودند که حال و اموال بيشماري داشتند که نصيب وراث آنها شد و امروز حتي نام و نشاني از آنها در بين خانواده هايشان نيست .

 

پس وقف مي کنيم تا رضايت الهي را نصيب شويم .

 

وقف مي کنيم تا پاي خود را جاي پاي اوليا ء الهي بگذاريم .

 

وقف مي کنيم که تازماني که ثمرات و اثرات وقفمان آشکار است زنده باشيم و زنده بمانيم .

 

سنت وقف از مصاديق بارز احسان و خيرخواهي است که انسان در نتيجه تعاليم انبياي الهي آن را از گذشته هاي بسيار دور تاريخ به وجود آورده و در صحنه حيات انساني به صورت پديده اي اجتماعي براي همه نسل ها به وديعت نهاده است .

 

وقف از حسنات موکد ديني و در زمره اعمال صالح باقيه است و از نظر اخلاقي ، بارزترين تجلي روحيه تعاون اجتماعي است .

 

وقف تأسيسي اجتماعي است که از وارستگي و آزادگي و علو طبع واقف خود حکايت مي کند و به عمل خير واقف ، مهر ابديت و جاودانگي مي زند .

 

وقف عملي است باقي و صالح ، و انفاقي است عاري از منت ، و احساني است خالي از اذيت و به دور از تحقير ديگران ، و صدقه اي است دائمي ، مستمر بدون ريا  و وامي است بدون اضطراب از بازپرداخت آن  و تعديل ثروتي است با رضا و رغبت ، بدون اکراه و اجبار و در طلب رضايت خداوند متعال .

 

وقف از کنز اموال و تکاثر و بروز اختلاف فاحش طبقاتي به نحو موثر جلوگيري مي کند .

 

خدمات وقف در جهان اسلام به ويژه در توسعه علم و دانش و ايجاد و احياي مراکز علمي و آموزشي به قدري واضح و روشن است که بسياري از مورخان و محققان به نقش موقوفات در توسعه علم و دانش اشاره نموده اند به عنوان نمونه ، نظر دانشمند و مورخ معروف ابن خلدون ذکر مي شود : « نمي دانم خداوند چه عنايتي به شرق داشته ، ولي گمان مي کنم رواج بازار دانش و پيوستگي رشد تعليم در تمام زمينه هاي دانش و ديگر صنايع ضروري در سرزمين شرق ، به سبب فراواني عمران و آباداني و ترقي حضارت ( تمدن و شهرنشيني ) و کمک کردن به طالبان دانش از راه وظايف و مقرري هايي است که از اوقاف براي آنان معين مي شود و در نتيجه با توسعه يافتن اوقاف ، موجبات رفاه طالبان علم فراهم مي آيد . »

 

وقف به عنوان يک منبع مستمر مالي مراکز علمي بوده است و همواره پشتيباني ، مردمي داشته و اوامر و حکام زمان نقش زيادي در ايجاد آنها نداشته اند و اگر تاريخ موقوفات و صدقات جاريه تا کنون به صورت دقيق بررسي گردد ، معلوم خواهد شد که وقف چه تأثيرات فرهنگي و بهداشتي و تأميني در جامعه اسلامي داشته است و چه عالمان و دانشمندان بزرگي از رهگذر استفاده از منابع موقوفه به مقام هاي بلند علمي نايل آمده اند و همين دانشمندان چه خدماتي در پيشرفت فرهنگ و تمدن بشري انجام داده اند .

 

اصولاً موقوفات با عنايت به استمرار درآمد و بهره آنها ، از بهترين و بيشترين منابع مالي براي تعليم و تعلم در جامعه اسلامي بوده است و استمرار و پايداري تعليم در اسلام طي قرون طولاني و همچنين نظم و ترتيب فعاليت هاي علمي در مراکز آموزشي به اين منبع مالي بستگي تام و تمام داشته است .

 

از رهگذر موقوفات ثمرات فرهنگي و بهداشتي و حتي معيشتي بسيار زيادي در جوامع اسلامي نصيب جامعه گرديده است . مسلماً يکي از عوامل مهم رشد و شکوفايي تمدن اسلامي و نظام يافتن امر پژوهش و طلب دانش و حمايت از دانشمندان مراکز علمي : درالعلم ، دارالخزانه و بيت الحکمه بوده است که به وسيله موسسات بزرگ موقوفه اي که توسط واقفان خيرانديش به وجود آمده اند ، ايجاد شده تا نياز پژوهشگران مسلمان را برآورده ساخته که بتوانند فارغ از انديشه تأمين معاش به تحقيق و پژوهش و نگارش و ترجمه کتاب هاي قرون و اعصار پيش از خود پرداخته ،  با سفر به دورترين نقاط عالم در طلب علم به ديدار علما و فرزانگان ديگر اقطار عالم نيز نايل آيند .

 

مدارس ، کتابخانه ها ، دارالشفاها و حتي رصدخانه هاي بسياري را در دنياي اسلام مي توان برشمرد که کليه هزينه هاي ساختمان و اداره آنها از منابع موقوفه تأمين شود و در حقيقت وقف پشتوانه پايان ناپذيري بوده است که در هر شرايطي توانسته بدون نياز به کمک حکام و دولت ها اين گونه مراکز علمي را پابرجا نگاه داشته و امر تعليم و تعلم را آسان نمايد .

 

البته خدمات وقف و آثار و برکات آن ، فقط در حوزه علم و دانش خلاصه نمي شود . نقش وقف در توسعه عدالت اجتماعي و نشر و ترويج شعائر اسلامي و حتي گسترش مدنيت غير قابل انکار است . به شهادت تاريخ ، آنچه شالوده بسياري از تمدن هاي بشري و به ويژه تمدن هاي فرهنگي گرديده ، مجموعه اقدامات ، اصولي است که از نظر معاني و مفاهيم ، تداعي کننده وقف مي باشد : ايثار ، گذشت ، انفاق و همدلي همه از اصولي هستند که در برهه اي از تاريخ ، موجبات پيروزي برخي از حکومت ها و دولت ها را در مقابل برخي از امپراطوري ها و حکومت هاي ديگر فراهم نموده اند ؛ همانند شکست حکومت ايران و روم در مقابل دولت و حکومت نوپاي اسلام که با بهره گيري از اين اصول و مفاهيم توانست در مدت کوتاهي بر دنياي زور و زر آن زمان پيروز شود .

 

« نقل مي کنند روزي که سپاه اسلام به دروازه هاي مکه نزديک شد ، عده اي نزد ابوسفيان آمدند و گزارش دادند : تمام درب ها و دروازه ها را به روي محمد (ص) و سپاهش بسته ايم . ابوسفيان پاسخ داد : محمد (ص) از درها وارد نمي شود ، بلکه از دل ها وارد مي شود . »

 

اين اصول و ارزش ها ، از قرن دوم هجري موجب يکه تازي و طلايه داري مسلمين در علوم و فرهنگ جهاني شده ؛ به اين جهت بر همه عالمان ديني ، هنرمندان ، نويسندگان ، محققان و پژوهشگران است که با تعهد و دلسوزي آگاهانه در ترويج و گسترش اين مفاهيم و ارزش ها تلاش و کوشش نموده ، و مکتب اسلام و قوانين حيات بخش آن را از که از چهارده قرن گذشته با ارائه الگوها و ارزش هاي مبتني بر فلسفه حيات بخش خود توانست به برتري خود تحقق بخشد به نسل جديد معرفي نمايند ؛ اسلامي که نه از طريق زور و حکومت داري و استبداد ، بلکه با ايجاد بهترين و پوياترين سيستم عدالت اجتماعي به وسيله خود مسلمانان و عدم تکيه بر بيت المال و خزانه دولت ، توانست بزرگ ترين مراکز علمي ، آموزشي ، بهداشتي ، درماني و اجتماعي را از طريق وقف و انفاق ايجاد نموده و سايه سياه و شوم برتري و استيلاي حکومت هاي غير اسلامي را بر مسلمانان در ده ها قرن کنار زده و مسلمين را آقا و سرور ساکنان ارض نمايد .

 

امروزه با توجه به رشد جمعيت ، کميابي منابع و گسترش رقابت در کليه عرصه هاي اجتماعي و بازارهاي جهاني ، استفاده بهينه و کارآمد از منابع موجود وقفي و همچنين ايجاد منابع جديد با ظهور موقوفات جديد از اهميت به سزايي برخوردار است و اين امکان پذير نيست ، مگر وقف را شناخت و به ديگران نيز معرفي نمود . بديهي است اقدامات و تلاش هاي سازنده سازمان اوقاف و امور خيريه در اين مهم ، موثر واقع گرديده است ؛ هر چند هنوز بخش عظيمي از کار باقي مانده و بايد جامعه بيش از پيش به اين نکته واقف گردد که اين سنت شريف ، يعني وقف و ايقاف که از يادگارهاي ماندگار و ارزشمند پيامبر عظيم الشأن اسلام است ، توانسته ضمن رفع بسياري از نيازهاي جامعه ، امکانات لازم را جهت بروز خلاقيت ها و تربيت نوابغ فراهم نمايد و وسيله اي است که انسان پس از مرگ نيز مي تواند در امور خير و عام المنفعه شريک و سهيم باشد .

 

جامعه بايد بداند وقف اهرم هاي متعددي دارد که مي تواند موجبات رفاه و آسايش و اعتلاي آن را به ارمغان آورد ؛ زيرا وقف مشارکت آور است و مشارکت در امور اجتماعي به معني قبول تعهد و مسئوليت است ؛ لذا مردم هر جامعه ناگزير از پذيرش آن هستند ؛ اين تعهد و مسئوليت مي تواند در شکل کار و فعاليت معين و نامحدودي ظهور نمايد که يا جنبه اخلاقي و اجتماعي دارد و يا فرم اقتصادي و حقوقي به خود گرفته باشد .

 

آيا گسترش مشارکت هاي اقتصادي ، اجتماعي و فرهنگي که ضامن توسعه هر جامعه است ، جز در سايه وقف وانفاق صورت مي پذيرد ؟

 

آيا وقف ، مانع از انباشت پول و سرمايه در جوامع نمي گردد و ضمن ايجاد خير و صلاح آن جامعه موجبات استفاده معنوي واقفان حتي پس از مرگ آنان نمي شود ؟و آيا ... ؟ آري ، اقدامات بي شماري لازم است تا جامعه و متمکنان به اين وادي سوق پيدا نمايند و اين امکان پذير نيست ، مگر با آگاه نمودن آنان و اين نيز محقق نمي شود ؛ مگر رسانه هاي جمعي به وظيفه خود در اين رابطه عمل نمايند . يک اصل مهم در اين زمينه آن است که زمامداران جامعه و به تبع آن حاکمان رسانه اي به درک و تشخيص مخاطبان خود عقيده داشته و احترام بگذارند.

 

سنت پسنديده وقف از گذشته‌‌هاي دور و در اقوام مختلف به شكل‌هاي گوناگون وجود داشته است، اما اسلام اين سنت كهن را هدفمند و قانوني كرده و پس از آن به شكل‌هاي گوناگون در كتاب‌هاي فقها به آن اشاره شده است. قانون مدني ايران كه برگرفته از منابع فقهي شيعه است مبحث دوم از فصل دوم خود را به موضوع وقف اختصاص داده و مواد 55 تا 91 اين قانون مربوط به اين موضوع است. وقف در در اصطلاح تجويد و قرائت قرآن عبارتست از ايستادن و توقف نمودن، در لغت به معناي نگه داشتن، حبس كردن، توقف و منحصر كردن به كار رفته، در اصطلاح فقهي به معناي حبس عين مال و قرار دادن منافع آن در راه خير، در فرهنگ اصطلاحات حقوق مدني نيز وقف حبس عين و تسبيل ثمر بر حسب نيت واقف دانسته شده است .

 

 وقف عقدي است كه به موجب آن مالك قسمتي از اموال خود را در حبس قرار مي‌دهد و به اين شكل از نقل و انتقال مصون خواهد بود و منافع آن نيز در مسير مشخصي مصرف مي‌شود. مواردي كه براي مصلحت عمومي مانند مسجد، مدارس، تعزيه، اطعام، دارو و درمان وقف مي‌شود را وقف عام و مواردي كه براي شخص يا اشخاص معين و محصور وقف مي‌شود همچون وقف بر اولاد و خويشان را وقف خاص گويند.. وقف‌نامه، سند يا قباله وقف است كه در آن نام ملك يا املاك و اسم موقوفه و محل و ويژگي رقبات و چگونگي مصارف آن و نام متولي و تعيين ترتيب متوليان بعد از متولي اول  بيان شده باشد. 

  افزودن نظر