زیارت از مصادیق شعائر

زیارت از مصادیق شعائر
 11 اسفند 1394  |  1869 بازدید

زیارت از مصادیق شعائر

کاربرد قرآنی شعائر اگر چه در مورد حج است ولی شعائر به هر چه نشانه هاى دین و طاعت خداوند بزرگ در آن باشد اطلاق می شود. زیارت مرقد مطهر معصومین و صالحان دین نیز از مصادیق تعظیم


مقدمه 
ذلِکَ وَ مَنْ یُعَظِّمْ شَعائِرَ اللَّهِ فَإِنَّها مِنْ تَقْوَى الْقُلُوبِ (حج/32)
در طول تاریخ هر تمدن و ملتی نمادها، آیین ها و شعارهای مقدس و محترم مختص به خود را داشتند و برای پاسداشت آن نهایت کوشش را به خرج می دانند و بعضاً در راه این شعار و نشان و آیین جان خود را از دست می دادند. نمونه بارز این نمادهای مقدس در طول تاریخ پرچم، نماد ملی، تمامیت ارضی، خاک و . . . بوده است که این موارد جزء نمادهای مشترک تمام ملل می باشد؛ اما یکسری نمادها و آیین ها مختص هر ملت است، مثلاً در میان جامعه اسلامی شعار الله اکبر، لا اله الا الله، قرآن و نماز و . . . جزء آیین ها و نمادهای مقدس و مشترک همه مسلمانان می باشد که شاخصی است برای تمایز بین مسلمان و غیر مسلمان. اما در میان تنوع شعارها و آیین ها از نظر دین اسلام و قرآن آن آیین و نمادی باید گرامی داشته شود که باعث بپا شدن سنتی الهی و حسنه باشد. تمام امت اسلام در پاسداشت شعائر الهی متفقند و فقط بحث و اختلاف در مصادیق است مثلاً در نزد اهل سنت نماز تراویح از شعائر دینی است و نزد ما بدعت است و برخی مصادیق هم مشترک است ولی در کیفیت آن اختلاف است مانند اذان. ما در این مقاله سعی می کنیم در مورد یکی از مهم ترین مصادیق اختلافی بین مسلمانان و وهابیان یعنی زیارت بحثی مفید و مختصر ارائه دهیم. 

مسئله تحقیق ما همان طور که از عنوان مقاله بدست می آید این است که آیا زیارت قبر اهل بیت و بزرگان از مصادیق تعظیم شعائر الهی است یا اینکه از بدعت های غیر مشروع در دین می باشد.
هدف تحقیق ارائه دلایلی روشن و متقن در اثبات شعار بودن زیارت است تا پاسخی به شبهه بدعت بودن زیارت باشد. 
گستره عظیم شبهات اینترنتی در تضعیف عقاید شیعه مخصوصاً زیارت ضرورت و اهمیت پرداختن به این مسئله را بر ما لازم می کند تا گامی کوچکی در تثبیت عقاید مذهب حقه برداشته شود. 
روش ما در این مقاله کتابخانه ای است و سعی شده با استناد به منابع اصیل فریقین مدعای خود را اثبات کنیم. 
فرضیه تحقیق ما این است که زیارت از موارد اتفاقی فرق اسلامی است و در منابع فریقین روایات فراوانی در مشروعیت آن ذکر شده است. 
در زمینه زیارت در ابعاد مختلف تألیفات و مقالات متعددی ارائه شده است که عمدتاً حول اثبات نقلی آن از آیات و روایات است اما مقاله ای با این عنوان کار نشده است و سعی شده دلایل ذکر شده در مقاله با نوآوری و جمع بندی جدیدتری همراه باشد و در عین اختصار، بیانگر پاسخ به مسئله تحقیق باشد. 
سعی ما در این مقاله این است تا با ارائه شواهدی اثبات کنیم زیارت علاوه بر اینکه مشروعیت دارد از مصادیق شعائر الهی است لذا بر ما لازم است تا زیارت را از باب تعظیم شعائر بجا آوریم. 

1- شعائر در لغت و اصطلاح
کلمه شعائر 4 بار در قرآن به کار رفته است که آیات مرتبط به آن مربوط به موضوع حج می باشد.
شعائر از ریشه شعر است، راغب می گوید:
شَعَرْتُ کذا، أی علمت علما فی الدّقّة کإصابة الشَّعر ... و مَشَاعِرُ الحَجِّ: معالمه الظاهرة للحواسّ، و الواحد مشعر 
(المفردات، راغب اصفهانى ص: 456)
شعر: شَعَرَ به و شَعُرَ یَشْعُر شِعْراً و شَعْراً و شِعْرَةً و مَشْعُورَةً ... کله: عَلِم‏ لنا (لسان العرب، ابن منظور ج‏4، ص: 409)
قال الزجاج فی شعائر الله: یعنی بها جمیع متعبدات الله التی أَشْعرها الله أَی جعلها أَعلاماً لنا (همان ص: 414)
پس ملاک در شعائر بودن، علم از طریق حواس است و مشاعر حج به مکان هایی گفته می شود که برای حواس انسان ظاهر است.

2- وجوب تعظیم شعائر 
وجوب تعظیم شعائر در کتاب خدا و احادیث صحیح رسول اللّه (صلی الله علیه و آله و سلم) و اقوال و افعال سلف صالح و جمهور علما ثابت است؛ خداوند در قرآن فرموده است: «وَ مَنْ یُعَظَّمُ شَعائِرَ اللَّهِ فَانَّها مِنْ تَقْوَى الْقُلُوبِ». 
علامه طباطبایی در ذیل این آیه می فرمایند: اضافه تقوى به قلوب اشاره است به اینکه حقیقت تقوى و احتراز و اجتناب از غضب خداى تعالى و تورع از محارم او، امرى است معنوى که قائم است به دلها؛ و منظور از قلب، دل و نفوس است. پس تقوى، قائم به اعمال - که عبارت است از حرکات و سکنات بدنى- نیست، چون حرکات و سکنات در اطاعت و معصیت مشترک است، مثلاً دست زدن و لمس کردن بدن جنس مخالف در نکاح و زنا، و همچنین بى‏جان کردن در جنایت و در قصاص، و نیز نماز براى خدا و براى ریا، و امثال این ها از نظر اسکلت ظاهرى یکى است، پس اگر یکى حلال و دیگرى حرام، یکى زشت و دیگرى معروف است، به خاطر همان امر معنوى درونى و تقواى قلبى است، نه خود عمل و نه عناوینى که از افعال انتزاع مى‏شود، مانند احسان و اطاعت و امثال آن. (ترجمه المیزان، ج‏14، ص: 528)
طبق تصریح آیه بزرگداشت شعائر الهی از تقوای باطن و ضمیر درون است بدون شک «مناسک حج» از جمله شعائرى است که در این آیه مقصود بوده است، مخصوصاً مسئله قربانى که در آیه 36 سوره حج صریحاً جزء شعائر محسوب گردیده جزء آن است ولى روشن است که با این حال عمومیت مفهوم آیه نسبت به تمام شعائر اسلامى به قوت خود باقى است و هیچ گونه دلیلى بر تخصیص آن به خصوص قربانى یا همه مناسک حج وجود ندارد. تمام آنچه در برنامه هاى دینى وارد شده و انسان را به یاد خدا و عظمت آئین او می اندازد شعائر الهى است و بزرگداشت آن نشانه تقواى دلها است.

3- مصادیق شعائر الهی 
اما مطلبى که مورد بحث علما واقع شده آن است که مقصود از شعائر الهى چیست؟
مولی احمد نراقی در مورد مصداق شعائر الاهی می فرمایند:
در مصداق شعائر اختلاف است:
1. برخى گفته اند شعائر، قربانى حج است که علامت گزارى شده باشد
2. برخى دیگر عقیده دارند که شعائر، شامل تمام مناسک و اعمال حج است
3. گروهى مى گویند شعائر موضع و جایگاه اعمال و عبادات حج است
4. و گروهى دیگر اعتقاد دارند شعائر به معناى نشانه هاى دین و طاعت خداوند بزرگ است. هر چند در روایات شعائر به هر یک از سه معناى اول تطبیق شده است اما عموم لفظ و معناى لغوى آن دلالت بر معناى چهارم دارد و آنچه در روایات بدان اشاره شده از مصادیق کامل شعائر الهى به شمار مى آید. (عوائد الأیام، مولى احمد بن محمد مهدی نراقى، ص: 29)
علامه طباطبایی نیز در المیزان می فرماید:
و الشعائر هی العلامات الدالة، و لم یقید بشی‏ء مثل الصفا و المروة و غیر ذلک، فکل ما هو من شعائر الله و آیاته و علاماته المذکرة له فتعظیمه من تقوى الله و یشمله جمیع الآیات الآمرة بالتقوى. (المیزان، علامه طباطبایی، ج‏1، ص 407)
کلمه (شعائر) به معناى علامت و دلیل است، و در آیه شریفه مسئله را مقید به چیزى از قبیل صفا و مروه و امثال آن نکرده و از این مى فهمیم که هر چیزى که یاد آورنده خدا باشد، آیات و علامات او باشد، تعظیمش از تقواى خداست و تمامى آیات قرآن که متعرض مسئله تقوى شده شامل این تعظیم هم می شود.


شهید مطهری در این زمینه می فرماید :

«کلمه «شعار» از همان ماده اى است که کلمه «شعور» آمده است که مفهوم علم و درک در آن وجود دارد. شعار عبارت است از چیزى که نوعى اعلام وابستگى در آن وجود داشته باشد. هر کاری که انسان مى‏کند که مفهوم و معنى آن کار این باشد - یا لااقل متضمن این جهت باشد - که وابستگى انسان را به یک گروه معین، به یک فرقه معین، به یک کشور معین، به یک حزب و جمعیت معین اعلام کند، به آن «شعار» مى‏گویند». (مجموعه ‏آثار استاد شهید مطهری، ج‏25، ص 360)
از آنچه که از عبارات علما و لغویون نقل کردیم مشخص می شود مقصود از بزرگداشت شعائر الهى بزرگداشت نشانه هاى دین و اطاعت خداوند و آیین ابراهیمى است که در اسلام تبلور پیدا نموده است و هر یک از مناسک حج علامت و مصداق کامل شعائر مى باشد چنان که در آیات قرآن طواف، سعى بین صفا و مروه، رمى جمرات، قربانى و . . . هر کدام علامت و نشانه اى است که انسان را به سوى تقوا و در نهایت توحید خالص و ناب رهنمون مى شود پس مصداق شعائر منحصر در اعمال حج نمی باشد و شامل هر چیزی می شود که ملاک فوق را داشته باشد.

4- زیارت از دیدگاه فرق اسلامی 
مسلمانان در طول تاریخ اسلام بر جواز، بلکه استحباب سفر برای زیارت قبور اولیای الهی اجماع داشته اند و اهتمام خاصی بر بنای مراقد و بارگاه ها بر مشاهد شریفه داشتند که نمونه بارز آن قبر مطهر پیامبر اکرم (صلی الله و علیه و آله و سلم) است که در طول تاریخ بارها بازسازی و مرمت شد یا قبر ابوحنیفه در بغداد یا امام بخاری در ازبکستان و . . . که همه نشانگر این است که بنای قبور و زیارت آنها از قدیم الایام مورد اهتمام مسلمانان بوده است و تفکر شرک دانستن زیارت نظریه ای نوظهور است که با مبانی فقهی و دینی و سیره مسلمانان متشرع کاملاً ناسازگار است.
مرحوم علامه امینی در کتب شریف الغدیر تحت عنوان کلمات أعلام المذاهب الأربع فتاوا و عبارات 40 تن از فقهای اربعه اهل سنت از سلف تا معاصر در باب جواز زیارت ذکر می نمایند. (الغدیر، علامه امینی، ج‏5، ص: 165-187)
در منابع اهل سنت روایات فراوانی نقل شده که در آن به زیارت قبور امر گردیده است و در اکثر این روایات زیارت را مایه یادآوری آخرت و سرای باقی معرفی نموده است. از جمله روایات منقول از اهل سنت از میان روایات فراوان در این باب می توان به موارد ذیل اشاره کرد:
عَنْ أَبِی هُرَیْرَةَ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَآله و سَلَّمَ زُورُوا الْقُبُورَ فَإِنَّهَا تُذَکِّرُکُمْ الْآخِرَةَ (سنن ابن ماجه باب ماجاء فی زیارة قبر النبی ح 1558 و کنز العمال، متقی هندی الفصل الثالث فی زیارة القبور ح 42551)
پیامبر اکرم (صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَآله و سَلَّمَ) فرمودند: به زیارت اهل قبور بروید زیرا شما را به یاد آخرت می اندازد. 

قال رسول الله (صلى الله علیه وآله وسلم): «زُوروا القبور، ولا تقولوا هُجرا» (معجم الصغیر طبرانی ج 3 ص 22 ح 882)

پیامبر اکرم (صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَآله و سَلَّمَ) فرمودند: به زیارت اهل قبور بروید و نگویید که قبیح است.
قال رسول الله (صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ و َآله و سَلَّمَ): نَهَیتُکُم عن زیارةِ القُبُر، فزُورُوها . . . (صحیح مسلم، کتاب الجنائز، ح 2149، ص 443) 
پیامبر اکرم (صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آله و سَلَّمَ) فرمودند: قبلا شما را از زیارت اهل قبور نهی کردم ولی حالا شما را به زیارت آنها امر می کنم. 
اما در قرن هشتم و برای اولین بار زیارت قبور از ناحیه ابن تیمیه ممنوع شد، زیرا وی اوّلین کسی است که از این مسئله جلوگیری کرده و شدیداً با آن مقابله نمود و به حرمت آن فتوا داد. بعد از او شاگردان و مروجان افکارش این نظر را دنبال کرده و تا زمان محمد بن عبدالوهاب و وهابیون که همگی به حرمت زیارت قبور معتقدند ادامه داشت.

ابن تیمیه در مورد زیارت می گوید: التمسح بالقبر أی قبر کان وتقبیله وتمریغ الخد علیه فمنهی عنه باتفاق المسلمین ولو کان ذلک من قبور الأنبیاء ولم یفعل هذا أحد من سلف الأمة وأئمتها بل هذا من الشرک . . . (زیارة القبورص 52)
در جای دیگر می گوید: من زار قبره أو قبر غیره لیشرک به و یدعوه من دون الله فهذا حرام کله وهو مع کونه شرکا بالله فهو ترک لما یجب من حقه صلى الله علیه وسلم . . . (الرد على الأخنائی ص 52)
این افکار مخالف با نصّ صریح قرآن است، آنجا که خداوند می فرماید: (وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذ ظَّـلَمُواْ أَنفُسَهُمْ جَآءُوکَ فَاسْتَغْفَرُواْ اللَّهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ) (نساء/64) «و اگر آنان که به خود ستم کرده بودند، پیش تو می آمدند و از خدا آمرزش می خواستند و پیامبر برای آنان طلب آمرزش می کرد، قطعاً خدا را توبه پذیر مهربان می یافتند». 
و از قول برادران حضرت یوسف نقل می کند که از حضرت یعقوب خواستند تا برای آنان از خدا طلب مغفرت کند (یَـأَبَانَا اسْتَغْفِرْ لَنَا) (یوسف/97) آیا تقاضای اصحاب پیامبر و برادران یوسف شرک بوده است؟ اگر اینطور است چرا خداوند این درخواست آنها را تخطئه ننمود!؟
علاوه بر آیات، روایات فراوانی است که اهل سنت در مشروعیت زیارت ذکر نمودند و ما نمونه ای از این روایات را ذکر نمودیم. 
در همان زمان که ابن تیمیه در صدد ترویج افکار خود برآمد علمای بزرگ اهل سنت عصر او به مقابله با وی پرداختند از جمله:
1 - «شفاء السقام، فی زیارة خیر الأنام» نگارش تقی الدین سبکی شافعی (متوفای 756). همان طور که از عنوان کتاب بر آید قاضی مفصلا به رد مدعای این تیمیه مبنی بر عدم جواز زیارت پرداخته و با بررسی ادله فراوان به اثبات استحباب زیارت می پردازد. 
2 - «وفاء الوفا» تألیف سمهودی (متوفای 911). وی در این کتاب، نصوص و کلمات علما را که جملگی حاکی از استحباب مؤکد می‏باشد، نقل کرده است. 

5- دلابل مصداق شعائر بودن زیارت 
قبلاً گفتیم که شعائر دینی به هر چیزی گفته می شود که ما را به یاد خدا و طاعت او می اندازد حال ما در صددیم با ارائه دلایلی اثبات کنیم زیارت از مصادیق شعائر الهی است، لذا تعظیم و پاسداشت آن لازم است. 
1- بر اساس حدیث متواتر ثقلین (1) و حدیث سفینه (2) و ده ها حدیث دیگر اهل بیت (علیهم السلام) مرجع دینی ما بعد از پیامبر هستند که با اقتدا و الگوبرداری از آن ها هرگز گمراه نخواهیم شد. اهل بیت (علیهم السلام) در حقیقت الگوهایی هستند که ما می توانیم با اقتدای به آنان به کمال و سعادتِ دنیا و آخرت برسیم. این مسئله تنها اختصاص به جوامع دینی ندارد، بلکه همه جوامع بشری و ملت ها درصدد بزرگ جلوه دادن الگوهایی هستند که مردم با اقتدای به آنان در طریق سعادت و کمال قرار گیرند. این الگوها اگرچه زنده نیستند، 

ولی با دعوت مردم به زیارت قبرشان مردم را به یاد خود انداخته و آنها را به کمالات سوق خواهند داد؛ (شیعه شناسی و پاسخ به شبهات، علی اصغر رضوانی ج 2 ص 310)
مثلاً در بسیاری از کشورها میدان و مجسمه ای را به نام سرباز گمنام قرار می دهند، که رمز فداکاری خالص در راه وطن است تا مردم از این طریق همیشه به این فکر باشند که هرگاه کشور مورد هجوم اجانب قرار گرفت، از خود فداکاری نشان دهند. حتی کشورهای غربی برای ارائه الگوی عملی تأثیرگذار در همه جنبه ها دست به دامن هنر سینما شده و با قهرمان سازی های فراوان سعی در پر کردن خلأهای فرهنگی و اجتماعی خود هستند و در این راه دست به تبلیغات سنگین جهانی زدند تا الگوهای خود را در میان ملتها نهادینه کنند. 
بنابراین حضور یافتن بر سر قبر بزرگان و اسوه ها از حیث روانی آثار و برکات خاصّی دارد که روان شناسان از آن غافل نبوده اند.
2- در روایات فراوانی که در منابع فریقین آمده است بر محبت اهل بیت پیامبر (علیهم السلام) تاکید فراوانی شده است به طوری که امام محمد بن ادریس شافعی از فقهای اربعه اهل سنت می گوید:
یا راکبا قف بالمحصب من منی و اهتف بساکن خیفها و الناهض‏
سحرا اذا فاض الحجیج الى منی فیضا کما نظم الفرات الفائض‏
ان کان رفضا حب آل محمد: فلیشهد الثقلان انى رافضى
اى سوارى که عازم حج هستى! در آنجا که در نزدیکى منى ریگ براى رمى جمرات جمع مى‏کنند و مرکز بزرگ اجتماع زائران خانه خداست بایست، و فریاد بزن به تمام کسانى که در مسجد خیف مشغول عبادتند و یا در حال حرکت مى‏باشند.
فریاد بزن به هنگام سحرگاه که حاجیان از مشعر به سوى منى کوچ مى‏کنند و همچون نهرى عظیم و خروشان وارد سرزمین منى مى‏شوند
آرى فریاد بزن و بگو: اگر محبت آل محمد رفض و ترک است، همه جن و انس شهادت دهند که من رافضی ام‏
(مفاتیح الغیب، فخر رازی، ج 27، ص 595)
فخر رازی در تفسیر مفاتیح الغیب می گوید: و ثبت بالنقل المتواتر عن رسول اللّه صلى اللّه علیه و سلّم أنه کان یحب علیا و الحسن و الحسین و إذا ثبت ذلک وجب على کل الأمة مثله لقوله وَ اتَّبِعُوهُ لَعَلَّکُمْ تهتدون (الأعراف: 158) و لقوله تعالى: فَلْیَحْذَرِ الَّذِینَ یُخالِفُونَ عَنْ أَمْرِهِ (النور: 63) و لقوله قُلْ إِنْ کُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِی یُحْبِبْکُمُ اللَّهُ (آل عمران: 31) و لقوله سبحانه لَقَدْ کانَ لَکُمْ فِی رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ (الأحزاب: 21) همان 

رسول ‏خدا صلی الله علیه و آله فرمود : «أساس الإسلام حبّی و حبّ أهل بیتی»؛ «اساس اسلام، دوستی من و اهل بیت من است.» (الدر المنثور، ج‏6، ص 7).
خداوند متعال در قرآن کریم خطاب به پیامبر می فرماید: «قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبی» (شوری آیه 23) بگو: «من هیچ پاداشى از شما بر رسالتم درخواست نمى کنم جز دوست داشتن نزدیکانم [اهل بیتم]»
زمخشری در تفسیر کشاف می گوید: «و المراد فی أهل القربى و روى أنها لما نزلت قیل: یا رسول اللّه، من قرابتک هؤلاء الذین وجبت علینا مودّتهم؟ قال: «علىّ و فاطمة و ابناهما.» (الکشاف، زمخشری ج‏4، ص: 219)
پس از نزول این آیه، گفته شد: یا رسول اللّه! اقربای شما کیستند که محبت آنان، بر ما واجب شده است؟ فرمود: «علی، فاطمه و فرزندانشان.» 
اگر دوستی مورد درخواست، فقط دوستی عادی و از روی احساسات و عواطف باشد، نیازی نبود تا خداوند متعال آن را اجر و مزد رسالت قرار بدهد؛ زیرا بر انسان مسلمان واجب و لازم است که نه تنها اهل بیت بلکه همه مؤمنین را دوست داشته باشد. (وَ الْمُؤْمِنُونَ والْمُؤْمِنَتُ بَعْضُهُمْ اءَوْلِیَاَّءُ بَعْضٍ . . . ) (توبه 71)


پس چرا خداوند متعال به پیامبر (صلّی اللّه علیه و آله) دستور می دهد که از امتش بخواهد، اهل بیت او را دوست داشته باشند، خود همین دستور، می رساند که این دوستی در اینجا اثری دارد که غیر از اثر دوستی های دیگر است؛ زیرا دیگر دوستی ها نفعی برای دوستدار ندارد و اگر هم داشته باشد، همه نفع برای محبّ نیست بلکه بیشتر در آن دوستی ها، خوشحال کردن محبوب و ارج گذاشتن نسبت به او مطرح است. ولی این دوستی تمام اثرش برای دوستدار و محب است، و الاّ پیامبر (صلّی اللّه علیه و آله) نیز مانند دیگر انبیا علیهم السّلام کارش برای جلب رضای خداوند است و اجر و مزدش را نیز از او می خواهد، لذا قرآن کریم به پیامبر می فرماید: (قُلْ مَا سَاءَلْتُکُمْ مِّنْ اءَجْرٍ فَهُوَ لَکُمْ إِنْ اءَجْرِیَ إِلا عَلَی اللَّهِ)

بر اساس روایات متواتر مانند حدیث ثقلین مرجعیت دینی بعد از پیامبر بر عهده اهل بیت عصمت و طهارت است لذا خدای متعال دوستی اهل بیت را واجب می کند تا به سبب این دوستی و محبت، پیروی و تبعیت پیدا شود و به سبب آن پیروی که از پیشوایان حقیقی اسلام صورت می گیرد، دین باقی بماند و مهمترین راه های کسب حب اهل بیت، اطاعت عملی و معرفت به حق آنان است و شیعه با شناخت امام می فهمد که امام واسطه فیض الهی است لذا به او توسل می جوید و به زیارت مرقد شریفش می شتابد تا عملاً و قلباً خود را در معرض عنایت و لطف آنها قرار دهد و زائر با هر حضور خود محبت عملی خود را به نمایش می گذارد لذا میلیون ها محب اهل بیت در اربعین و عاشورای حسینی در کربلای معلا حاضر می شود تا تجدید پیمانی با اهل بیت نبوت داشته باشند اگرچه سلامی مخلصانه از راه دور مورد عنایت اهل بیت است اما این بزرگواران خود توصیه نمودند به هر نحو ممکن به زیارت معصوم مخصوصاً سیدالشهدا بشتابند زیرا این این حضور شیعیان نشانه ای است برای آنها تا قدرت و عظمت مکتب اهل بیت را نشان دهند و در شناساندن و تبلیغ مکتب اهل بیت سهم بسزایی دارد.

3- زیارت قبور اولیای الهی از اهل بیت پیامبر (صلی الله علیه وآله) حلقه اتصال بین نسل های گذشته و نسلهای کنونی است. یکی از مهمترین شیوه های تبلیغی که مکاتب و ادیان مختلف سعی در معرفی آیین خود دارند نشان دادن و معرفی اثار و اماکن مقدس خود به نسل های جدید و پیروان خود و دیگر مردمان جهان است زیرا این آثار است که به آن مکتب قدمت و اعتبار می بخشد؛ لذا این آثار و اماکن مورد اهتمام دولتها و ملتها می باشد.
مگر غیر این است که بعد از 1400 سال از رحلت پیامبر (صلی الله علیه وآله) نسلهای جدید مسلمان با مشاهده مشاهد شریفه و قبور بزرگان تاریخ اسلام به مجاهدت های آنان و وقایع اتفاق افتاده پی می بردند. اگر تمام اماکن و مقبره ها از صدر اسلام تاکنون داعش منشانه هدم و نابود می شد دیگر چه نشانه ای از اسلام باقی می ماند؟ آیا نسل های بعد این طور قضاوت نمی کردند که ظهور پیامبر خاتم و آیین او ساختگی و فاقد ریشه های تاریخی است همان طور که در غرب مسیحی به خاطر نبود مکان معتبر منتسب به حضرت عیسی (علیه السلام) چنین رویکردی به وجود آمد؟ 

4- مکان های زیارتی اهل بیت در طول تاریخ محل نشر معارف بوده است در هر مکانی که مضجع شریف اهل بیت بوده است همواره حوزه های بزرگ علمی در آن ایجاد میشد مانند حوزه نجف شیخ طوسی، حوزه سامراء میرزای شیرازی و حوزه قم و مشهد که در طول تاریخ محل پرورش بزرگترین عالمان جهان تشیع و اسلام بوده است. در کشور ما نیز به خاطر وجود امام زاده های فراوان این تاثیر دو چندان بوده است و هر منطقه ای که در آن مرقد امام زاده ای وجود داشته همواره در این شهر و روستاها فضای معنویت و تدین حاکم بوده است و امام زاده همواره قطبی برای اجرای مراسم عبادی و توبه و انابه بوده است و خواهد بود.
5- حضور در مضجع شریف معصومین همواره ما را به یاد مظلومیت و مجاهدت های آنها در راه اعتلای دین و پاسداشت اصول مذهب حقه می اندازد و همواره زائر خود را مدیون این بزرگواران می بیند و سعی می کند تا به گونه ای با عمل به آموزه های معصوم، راه پر فروغ آنها را ادامه دهد. در طول تاریخ همواره یاد سیدالشهدا سرلوحه مجاهدان و دلسوزان دین بوده است که با یاد مظلومیت و جهت پاسداشت راه ایشان در راه دین مجاهدت های فراوانی آفریدند.


نتیجه

دلایل ذکر شده تنها چند نمونه از دلایل فراوانی است که که در این مقال ذکر نشده است و همین چند دلیل می تواند ما را به اهمیت موضوع زیارت و اثبات آن رهنمون کند. وظیفه ما این است که در برابر هجمه سنگین وهابیون در طعن و رد مسئله زیارت، علاوه بر اثبات نظری آن در بعد عمل نیز به نحوی زیبا و نیکو و بر اساس تعالیم اهل بیت (علیهم السلام) به زیارت بزرگان و اولیای دین برویم چه بسا بد عمل کردن به فریضه و آدابی بهترین حربه است برای مخالفین برای رد این سنت.
تاکید فروان اهل بیت عصمت و طهارت و تشویق مردم به زیارت مرقد سیدالشهدا یا دیگر اهل بیت ثمره آن در این زمان به وضوح مشخص شده است در دورانی که هجمه سنگینی بر علیه مکتب اهل بیت به صورت سخت افزاری و نرم افزاری صورت می گیرد و تنها هدف آنها محو مکتب اهل بیت است، ائمه با درایت و دوراندیشی، شیعیان را به برپایی مراسم سوگواری و اعیاد و شتافتن به زیارت اهل بیت تشویق نمودند تا نسل به نسل مکتب اهل بیت علاوه بر بعد علمی که به واسطه علما حفظ می گردد بعد عاطفی و محبانه آن به واسطه همین عزاداری ها و زیارات تثبیت شود، لذا دشمنان شیعه به خصوص تکفیری ها هرجا نشانه ای از مکتب اهل بیت علیهم السلام اعم از بارگاه و حسینیه و مسجدی ببینند تخریب می کنند زیرا می دانند این نشانه ها دارای ریشه ای قوی و تاثیرگذار است و مرقد یک امام زاده هزاران قلوب را به سوی اهل بیت جذب می نماید.

  افزودن نظر