سبک زندگی و اخلاقی امام رضا(علیه السلام)

سبک زندگی و اخلاقی امام رضا(علیه السلام)
 12 خرداد 1395  |  1115 بازدید

سبک زندگی و اخلاقی امام رضا(علیه السلام)

از بين همه مسائل حيات حضرت علي بن موسي الرضا(ع) و ابعاد گوناگون زندگي حضرت بُعد «اخلاقي» همچون: عبادت، كرم و بخشش، عفو و گذشت، تفقّد اصحاب و مواليان قضاء حاجت محتاجان،

1-     دو بعد اساسي همراه با تربيت الهي در شخصيت پيشوايان معصوم وجود دارد.

 

«جامعيت و وحدت»

الف: جامعيت در شخصيت امام رضا(ع): منظور از جامعيت شخصيت، وجود صفات گوناگون اساسي در شخصيت است، پيشوايان معصوم ما و از جمله حضرت رضا(ع) واجد خصوصيات مختلف بودند.

ب: وحدت در شخصيت امام رضا(ع): منظور از وحدت در شخصيت هماهنگي اجزاي شخصيت، حاكميت اصول معين بر رفتار افراد، يكسان بودن واكنش ها در موقعيت هاي مشابه، عصمت پيامبران و امامان معصوم نيز با وحدت شخصيت در آنها رابطه نزديك دارد.

 

2-     امام رضا(ع) در گفتگو با مسئولان مملكت و در برابر مستضعفان يك سلسله اصول و ضوابط را در رفتار خود منعكس مي سازد، حضرت رضا(ع) همه جا مدافع اصول و مباني اسلام است، او پيوسته بر وفق موازين اسلامي عمل مي كند. او همه جا از حق ولايت خود و پدران خود دفاع مي كند. منطق قوي حضرت رضا(ع) در تمام مباحثشان افراد را مسحور مي سازد. امام رضا(ع) به مستضفان احترام مي گذارد و در مقابل مستكبران بي اعتنايي مي كند. و پيوسته در حفظ شرف و حيثيت افراد مي كوشيد.

 

3-     امام رضا(ع) به اخلاق عالي و ممتاز آراسته بودند، و بدين سبب دوستي عام و خاص را، به خود جلب كردند، از ابراهيم بن عباس صولي نقل شده است كه مي گويد من ابوالحسن الرضا(ع) را هرگز نديدم در سخن گفتن، باكسي درشتي كنند، هرگز پاهاي خود را جلو همنشين دراز نمي كردند، هرگز در برابر همنشين تكيه نمي كردند،هرگز او را نديدم كه قهقهه بزند، بلكه خنده اش تبسم بود. هرگز او را نديدم كه آب دهان بيندازد.

 

4-     امام رضا(ع) به نقل از پدرانشان در مورد زهد فرمودند: زهد آن است كه حلال دنيا را از ترس حساب و كتاب و حرام دنيا را از ترس عقاب ترك مي كند. محمد بن عباد درباره رفتار زاهدانه آن حضرت مي گويد: پوشش ابوالحسن(ع)در طول تابستان همواره يك بوريا بود. ايشان در طول زمستان با همه عظمت و وقاري كه داشتند و پوششي ساده داشتند.

 

5-     پرهيزكاري و تقواي امام رضا(ع) طوري بود كه نه تنها مردم، بلكه دشمنان نيز به آن اعتراف مي كردند، ايشان همه فكر و انديشه ايشان، حفظ دين خدا و اجراي وظائف الهي بود و نجات خود و مردم را در تقوا، پرهيزكاري و عبادت مي دانستند. در مورد امام رضا بايد گفت ايشان اُسوه ي كامل عبوديت بودند و در اين راه به حدي رسيده بودند كه ايشان را عاشق عبادت

مي دانستند، آن حضرت بسياري از روزها را روزه داشتند و بسياري از شبها بيدار بودند، به طوري كه امام(ع) در هر شبانه روز هزار ركعت نماز مي خواندند.

6-     سخاوت امام رضا(ع): سخاوت موجب روشنائي و گرم كردن كانون خانواده و بينوايان مي شود و بهترين تعريف درباره سخاوت بيان امام رضا(ع) مي باشد كه مي فرمايد: انسان سخاوتمند از غذاي ديگران مي خورد تا از غذاي او بخورند ولي انسان بخيل از غذاي ديگران نمي خورد تا از غذاي او نخورند. همچنين روايت شده امام رضا(ع) يك سال تمام ثروت خود

را در روز عرفه بين نيازمندان تقسيم كردند. فردي به ايشان گفت اين گونه بخشش، ضرر است.

حضرت فرمودند اين گونه بخشش ضرر و زيان نيست بلكه غنيمت است.

 

شيوه امام رضا(ع) در بخشش طوري بود كه حتي كه مورد جود و بخشش امام رضا(ع)

قرار مي گرفت ذره اي احساس شرمندگي نكند.

 

7-     صبر و مقاومت امام رضا(ع) يكي از اصول مشترك در زندگاني امامان كه همواره در زندگي آنها مشاهده گرديده صبر و مقاومت است، اين بزرگواران الگوي بزرگ صبر و قهرمان مقاومت بودند. امام رضا(ع) اهل حلم و شكيبايي بودند. ديگران سعي مي كردند سكوت كنند. افرادي بودند كه نسبت به ايشان بي احترامي مي كردند اما اين بزرگوار در برابر آنها خاموشي را انتخاب مي كردند.

 

8-     اخلاق و رفتار امام رضا(ع) با خانواده اش: چون امام كاظم(ع) بيشتر عمر شريف شان در زندانها سپري شد، امام رضا(ع) به عنوان پسر ارشد مسئول نگهداري خانواده ايشان بودند، ايشان در اين مدت طوري از خانواده شان مراقبت كردند كه اجازه ندادند كسي به آنها بي احترامي كند، نهايت احترام را به آنها مي گذاشتند و خطرات دشمنان را از آنان دور مي كردند. رفتار امام رضا(ع) با فرزندشان امام جواد(ع) آن قدر محبت آميز و توأم با احترام بود كه ايشان را به نام صدا نمي زدند بلكه بيشتر با كنيه مورد خطاب قرارش مي دادند. به عنوان مثال مي فرمودند ابوجعفر براي من نامه نوشته است.

 

9-     اخلاق و رفتار امام رضا(ع) بامردم: امامان با مردم نشست و برخاست داشتند و در تعاملات اجتماعي به نيكوترين صورت با آنان برخورد مي نمودند. اين سيره چنان نيكو بود كه با الگو قرار دادن آنان ما مي توانيم روش صحيح برخورد اسلامي با افراد گوناگون را بياموزيم.

 

امام رضا(ع) به عنوان اسوه ي كانون مهر و عاطفه نسبت به بندگان خدا بود، ايشان در جايي كه مربوط به شخص خودشان بود بزرگترين گذشت ها، عالي ترين ايثارها و بيشترين محبت را نسبت به ديگران داشتند، به طوري كه اگر فردي حتي كوچكترين خدمتي براي امام رضا(ع) انجام مي داد ايشان نهايت تشكر و قدرداني را به جا مي آورد و حتما آن فرد را جبران مي نمودند.

 

10-  برخوردهاي تربيتي و سازنده امام رضا(ع): در چشم امام رضا(ع) همه افراد مقام و ارزش داشتند و به آنان حرمت مي گذاشت و برابري انسانها را در حقوق ملاحظه مي كرد، از تحقير انسانها و پست شمردن آنان و توهين و استهزاء، سخت جلوگيري مي كرد و شكل و شمايل و رنگ و ثروت و ... ملاك نبود بلكه انسان در نظر او محترم و عزيز بود. حتي غلامان و سياهان هم مورد عنايت و توجه بودند و با آنان هم به عنوان يك انسان برخورد مي كردند.

 

 

 

 

 

 

ویژگی های شخصیت حضرت رضا (ع)

 

علاوه بر تربيت الهی دو بعد اساسی در شخصیت حضرت رضا(ع) وجود دارد.این دو بعد به صورتی که درشخصیت پیشوایان معصوم وجود دارد در افراد برجسته عادی دیده نمی شود.

 

جامعیت در شخصیت حضرت رضا (ع)

منظور از جامعیت شخصیت وجود صفات گوناگون و خصوصیات اساسی در شخصیت است، پیشوایان معصوم ما و از جمله حضرت رضا (ع) واجد خصوصیات مختلف بودند.

تقوا، ایثار و از خودگذشتگی، احترام به افراد بدون توجه به مقام و موقعیت اجتماعی آنها، مجاهده در راه حق، علم، قدرت تفکر، سعه صدر و التزام به اصول و موازین اسلامی در تمام شئون زندگی اخلاق و ادب، زهد، عبادت، سخاوت، صبر و مقاومت، رفتار با خانواده، رفتار با مردم از جمله خصوصیاتی است که شخصیت حضرت رضا (ع) را از دیگران متمایز می سازد.

 

جامعیت شخصیت از نظر امام‌رضا علیه السلام

بعد جامعیت را که ما در این جا مورد بحث قرار دادیم در ضمن گفتار آن حضرت درباره ی صفات امام مطرح شده است.

در کتاب تحف العقول صفحه439 از قول عبدالعزیزبن مسلم درباره ی مساله ی امامت و امام و موقعیت او مطالبی از حضرت رضا (ع) ذکر شده است و ما بخش کوتاهی از این قسمت را که مؤید بعد جامعیت در شخصیت امام است ذکر می کنیم.

«الامام مطهر من الذنوب، مبرء من العیوب ،مخصوص بالعلم، موسوم بالحلم، نظام الدین و عزالمسلمین و غیظ المنافقین و بوار الکافرین ... نامی العلم، کامل الحلم، مصطلع بالامر، عالم بالسیاسه، مستحق للرئاﺴﺔ، مفترض الطاعه، قائم بامرالله، ناصح لعباد الله.

ان الانبیاء والاوصیاء صلوات الله علیهم یوفقهم الله و یسددهم و یوتیهم من مخزون علمه و حکمته مالایؤتیه بغیر هم ...»

«امام از گناهان پاک و از عیوب مبراست به علم مخصوص و بردباری موسوم است، نظام دین و عزت مسلمین و خشم برمنافقین و نابودی کفار است.درخت دانش در وجود او بارور است و حلم و بردباری را به سرحد کمال داراست و در مقام امامت کاملا نیرومند است .

از سیاست آگاه است، سزاوار ریاست است و واجب الاطاعات است قائم به امر خداست و نسبت به بندگان خدا خیرخواه، پیغمبران و اوصیاء (ص) را خدا توفیق دهد و کمک کند و از مخزن علم و حکمتش به آنها بدهد آنچه دارد به دیگری ندهد.»

در کلمات قصار حضرت رضا علیه السلام نیز جامعیت شخصیت به صورت ده خصلت بیان شده است.

«و قال علیه السلام لایتم عقل امرء مسلم حتی تکون فیه عشر خصال: الخیر منه مامول و الشرمنه مامون یستکثر قلیل الخیرمن غیره و یستقل کثیر الخیر من نفسه.لایساءم من طلب الحوائج الیه و لایمل من طلب العلم طول دهره.» (2)

«از او امید خیر باشد، از بدی او درامان باشند، خیر اندک دیگری را بسیار شمارد، خیر بسیار خود را کم گیرد ، هر چه حاجت از او خواهند دلتنگ نشود، در طول عمر خود از دانشجویی خسته نگردد.»

در میان این ده خصلت مفید بودن به حال دیگران ، تامین نیاز مردم ، تحصیل دانش و کسب فضایل اخلاقی و همچنین اتکا به خداوند ذکر شده است.

 

وحدت در شخصیت امام رضا علیه السلام

 

 

بعد اساسی دیگر که شخصیت امام را از دیگران متمایز می سازد وحدت است. منظور از وحدت در شخصیت، هماهنگی اجزای شخصیت ، حاکمیت اصول معین بر رفتار فرد ، یکسان بودن واکنشها در موقعیتهای مشابه، سازگاری رفتار در مواقع گوناگون و به طور کلی آگاهی فرد از رفتار خود و قابل توجیه بودن رفتار در موارد مختلف است.

پیشوایان معصوم ما همه به خاطر تربیت الهی از وحدت شخصیت برخوردارند و عصمت پیامبران و امامان معصوم نیز با وحدت شخصیت در آنها رابطه ی نزدیک دارد.

امام جز به حق سخن نگوید، جز بر وفق موازین الهی قدم برندارد، جز در برابر حق تسلیم نشود، پیوسته از حق حمایت کند، جز حق را نپرستد، جز برای حق اقدام نکند، برخورد او با دیگران با اصول انسانی سازگار است ، در بحث و تبلیغ از منطق صحیح پیروی می کند و پیوسته طرفدارمستضعفان است. امام جز به معروف امر نمی کند و پیوسته مردم را از انجام منکرات منع می نماید. او همیشه طرفدار عدالت است و ظلم را تحمل نمی کند.

آنچه در این بعد مطرح است بندرت در رفتار افراد عادی دیده می شود. برای روشن شدن اهمیت این بعد مقایسه آن باضد آن سودمند به نظر می رسد. در برابر افرادی که از وحدت شخصیت برخوردارند افرادی تعدد شخصیت دارند.این گونه افراد به خاطر نام و عنوان و گاهی عقیده و وابستگی به مکتب خاص و اشتغال به حرفه ی معین ظاهرا وحدت شخصیت دارند، اما مطالعه ی رفتار آنها نشان می دهد که اجزای شخصیت این گونه افراد هماهنگ نیستند.

در مقام بحث از عدالت حمایت می کنند اما در عمل حامی ستمگران هستند.در بحث نیز سازگاری و هماهنگی در گفتار آنها دیده نمی شود. آنها در قسمتی از بحث از عدالت حمایت می کنند اما در قسمت دیگر بحث ، برخلاف عدالت سخن می گویند.در مورد گروهی طرفدار عدالت هستند اما در برخورد به گروه دیگر عدالت را فراموش می کنند. این گونه افراد ظاهرا طرفدار اخلاق هستند اما همه جا موازین اخلاقی را مراعات نمی کنند. در بحث، از منطق و دلیل سخن می گویند اما بسیاری از عقاید غیر مدلل را مورد حماینت قرار می دهند.

آنها ظاهرا طرفدار ارزشهای معنوی هستند اما در عمل دنبال چیزهای بی ارزش می روند. در یک سخنراني ممکن است چند شخصیت از خود ظاهر سازند.در یک دوره کوتاه از زندگی نیز رفتار متضاد و ناهماهنگ از انها سر می زند.

بعد وحدت در شخصیت حضرت رضا (ع)به نحو کامل تجلی می کند.حضرت رضا (ع) در برابر مامون ، در گفتگو با رهبران مذاهب در برخورد با مخالفان در مقابل خدمتکاران خود، در تماس با خویشان در گفتگو با مسئولان مملکت و در برابر مستضعفان یک سلسله اصول و ضوابط را در رفتار خود منعکس می سازد. حضرت رضا (ع) در همه جا مدافع اصول و مبانی اسلام است او پیوسته بر وفق موازین اسلامی عمل می کند. او همه جا از حق ولایت و پدران خود دفاع می کند. منطق قوی حضرت در تمام مباحثات افراد را مسحور می سازد.حضرت هیچگاه برخلاف منطق سخنی بر زبان جاری نمی سازد. او در بحث راجع به امور پزشکی، در بررسی صفات خدا، در اثبات حضرت علی(ع)، در بیان فلسفی احکام، در بررسی مذاهب و بحث درباره امور کلامی همه جا تابع منطق و دلیل است.

همانطور که در بعد جامعیت بیان شد حضرت رضا (ع)پیوسته موازین اسلامی و اخلاقی را مراعات می کند.او به مستضعفان احترام می گذارد و در مقابل مستکبران بی اعتنایی می کند .حضرت پیوسته در حفظ شرف و حیثیت افراد می کوشد.او همه جا به یاد خداست، پیوسته قرآن می خواند، در اشاعه معارف اسلامی می کوشد، از حق و عدالت حمایت می کند، در برابر زمامداران، خودکامه می ایستد.

و همه جا زهد و تقوا خود را ظاهر می سازد. گزارش ماموران خدمتکاران ملازمان درباره ی رفتار حضرت رضا (ع) دلیل بر وحدت و هماهنگی شخصیت آن حضرت هست.

 

اخلاق و ادب

اخلاق، یکی از عناصر مهم شخصیت انسان است و کاشف کیفیت ذات ، و درون اوست .

امام رضا (ع) به اخلاق عالی و ممتاز آراسته بودند ، و بدین سبب دوستی عام و خاص را به خود جلب کردند، همچنین انسانیت آن حضرت یگانه و بی مانند بود و در حقیقت تجلی روح نبوت ، و مصداق رسالتی بود که خود آن حضرت ، یکی از نگهبانان و امانتداران و وارثان اسرار آن به شمار می رفت.از ابراهیم بن عباس صولی(4) نقل شده که گفته است:

 

من ابولحسن الرضا (ع) را هرگز ندیدم در سخن گفتن با کسی درشتی کنند.

من ابولحسن الرضا (ع) را هرگز ندیدم سخن کسی را پیش از فراغ از آن قطع کند.

هرگز درخواست کسی را ، که قادر به انجام دادن آن بود رد نفرمودند.

هرگز پاهای خود را جلوی همنشین، دراز نمی کردند.

هرگز دربرابر همنشین، تکیه نمی کردند.

هرگز او را ندیدم ،که غلامان و بردگان خود را بدگوید.

هرگز او را ندیدم که آب دهان بیاندازد.

هرگز او را ندیدم ، که قهقهه بزند ، بلکه خنده اش ، تبسم بود.

تا آنجا که می گوید : هر که بگوید در فضیلت ، کسی را مانند او دیده ، از او باور نکنید.

 

زهد

امام علی بن موسی الرضــا علیه الســلام جامع تمام فضائل بودند ، به طوری که تمــام صفات عالی در ایشان جمع شده بود .خصایص شریف امام رضا علیه السلام قسمتــی از صفات جدش،بزرگترین پیامبر خدا صلی الله علیه و آله بود که از میان پیامبران ممتاز بودند.

ایشان درباره زهدبه نقل ازپدرشان می فرمودند زاهد آن است که حلال دنیا را از ترس حساب و کتاب وحرام دنیا رااز ترس عقاب ترک می کند.

محمد بن عباد درباره رفتار زاهدانه آن حضرت می گوید:پوشش ابوالحسن علیه السلام در طول تابستان همواره یک بوریا بود.ایشان در طول زمستان با همه عظمت و وقاری که داشتند پوششی ساده داشتند و به دور از هرگونه علامت گذاری ویا این که رنگ مخصوصی داشته باشد همیشه لباس زیر به تن میکردند مگر آنکه میخواستند پیش مردم و به دیدن آنها بروند که در آن وقت بهترین لباس خود را می پوشیدند.

امام می فرمودند:لباس مظهر خارجی انسان است نمی توان نسبت به آن بی توجه بود حرمت مومن ایجاب می کند که انسان در ملاقات با او ، شئون خود و وی را رعایت کند و مقید باشد که پاکیزه و خوش لباس باشد.

از دلائلی که امام رضا علیه السلام نزد مردم ، لباس خوب می پوشیدند این بود که اگر ظاهر انسان تمیز و پاکیزه باشد، دیگران از دیدن این فرد لذت می برند و تحت تاثیر وی قرار می گیرند.

هم چنان که از دیدن یک انسان کثیف و آلوده حالشان دگرگون می شود. ایشان لباس زیبا و پاکیزه می پوشیدند تا مردم با دیدن ایشان درس نظم و پاکیزگی را در کنار ساده زیستی بیاموزند و از طرفی نشان دهند که مومن در حد شانش می تواند از امکانات این دنیا استفاده کند. همچنین نقل شده: در محیط خانه ی امام رضا علیه السلام آثاری از زندگی اشرافی وجود نداشت از زیور و زینت استفاده نمی کردند، مگر اینکه خود را به عود هندی خام بخور می دادند.

 

گوشه گیری از دنیا و ساده زیستی ، برجسته ترین صفات امام رضا علیه السلام بود. تمام راویان متفق القولند که وقتی آن حضرت ولیعهد مامون شدند هیچ توجهی به جنبه ی قدرت و عظمت آن نداشتند. نقل شده زمانی که امام رضا علیه السلام مجبور به پذیرفتن ولایت عهدی شدند، چون روز عید فرا رسید مامون برای خواندن نماز از امام علیه السلام دعوت به عمل

آورده ایشان با ساده ترین پوشش و با لباسی که مخصوص نماز عید بود حاضر شدند، این لباس عبارت بود از دو قطیفه روی لباس و عمامه ی سفیدی از کتان که به سر بسته بود که یک طرف آن را به سینه و طرف دیگرش را میان دو شانه انداخته بودند عصایی بدست داشتند ، درحالیکه کفش برپا نداشتند. چون همراهان ایشان این وضعیت را دیدند ، آنان هم چون امام راه افتادند.

نمونه ی دیگری از اخلاق امام رضا علیه السلام این بود که در دوران ولایت عهدی و تصدی بالاترین مقام در دولت اسلامی به هیچ یک از غلامانشان دستور نمی دادند که کارهای ایشان را انجام دهند.

روایت شده که وقتی ایشان به حمام نیاز داشتند از این که به کسی دستور بدهند حمام را برای ایشان آماده کنند ، تنفر داشتند و خود کارهای شخصی خویش را انجام می دادند. همچنین ایشان جهت همدردی با مردم به حمام عمومی شهر می رفتند و از نزدیک با مردم معاشرت داشتند.

 

عبادت

عبادت، فروتنی در مقابل خداوند است.انسان کامل به هر اندازه به خدا نزدیکتر باشد به همان اندازه خشوع و بندگی اش در مقابل خدا بیشتر می گردد ، چنین کسانی هدفشان در عبادت فقط سپاس نعمت های خداوند و نظرشان به قرب پیشگاه ابدیت می باشد این بزرگترین امتیازات مردان الهی در ارتباط با خداست ، محور اصلی زندگی آنها خدای تعالی و عشق به خداست ، شدت توجه به خدا موجب شده بود که آنها لحظه ای از حق غافل نشوند ، به طوریکه اگر گاهی حالت غفلت در خواب یا بیداری به آنها دست می داد آن را برای خود گناه به حساب می آوردند.

به همین دلیل همواره آنان را می بینیم که در وادی شکر الهی اظهار عجز می کنند و با این همه از خوف الهی انابه می کنند و این نشان دهنده ی تواضع و فروتنی آنها در مقابل ذات احدیت است.

پرهیزگاری و تقوای امام رضا علیه السلام طوری بود که نه تنها مردم ، بلکه دشمنان نیز به آن اعتراف می کردند، ایشان همه فکر و اندیشه ايشان ، حفظ دین خدا و اجرای وظایف الهی بود و نجات خود و مردم را در تقوا ، پرهیزگاری و عبادت کردن می دانستند.چیزهایی که در دنیا وجود داشت ، سبب نشد که ایشان از وظیفه ی خود دور بیفتد ، ایشان به دنیا علاقه نداشتند و نسبت به آن بی رغبت بودند ، زهد و عبادتشان بی نظیر بود ، همیشه سعی داشتند مردم را به تقوا و عبادت و پرستش خداوند دعوت نمایند.[13] چنان که به برادرشان زید فرمودند:«ای زید از خدا بترس ، آنچه که ما به آن رسیده ایم به وسیله ی همین تقواست هر کس که تقوا داشته باشد و خدا را مراقب خود نداند از ما نیست و ما از او نیستیم.»

منابع تاريخي امام رضا علیه السلام را پرهیزگاری می دانند که مکرر به زیارت خانه خدا و انجام مناسک حج و عمره می رفتند ، ایشان به زیارت قبر پیامبر صلی الله علیه و آله علاقه فراوانی داشتند، بالای قبر پیامبر صلی الله علیه و آله شش یا هشت رکعت نماز می خواندند در رکوع یا سجده، سبحان الله سه بار یا بیشتر می گفتند، زمانی که نمازشان تمام می شد به سجده می رفتند آنقدر سجده را طولانی می کردند که عرق ایشان روی ریگ های مسجد می ریخت ، صورت مبارکشان را روی زمین یا خاک مسجد می گذاشتند ، دائما در حال عبادت بودند و به عبادت عشق می ورزیدند و برای عبادت خداوند انواع رنج ها را تحمل می کردند.

امام رضا علیه السلام همچون پدر و اجداد پاکشان همواره قبل از هر چیز بنده ی خالص خداوند بودند ، و همه چیز را در بندگی خدا دنبال می کردند در پرتو همین بندگی بود که به ارزش های والای انسانی و مقام های بلند معنوی دست یافتند. عبادت، رازونیاز، مناجات و سجده های طولانی شان نشان می دهد که ایشان دلداه ی خداست.رابطه تنگاتنگ عاشقانه با ذات پاک خداوند داشتند . یکی از همراهان این بزرگوار در سفر خراسان می گوید:به روستایی رسیدیم ، آن حضرت به نماز ایستادند ، و سجده های طولانی به جای آوردند ، او می گوید: شنیدم امام در سجده می گفتند: «خدایا اگر تو را اطاعت کنم حمد و سپاس مخصوص تو است و اگر نافرمانی کنم حجت و عذری برایم نخواهد بود ، من و دیگران در احساس تو شریکی نداریم اگر نیکی به من رسد از جانب تو است. ای خدای بزرگوار !مردان و زنان با ایمان را در مشرق و مغرب در هر کجا هستند بیامرز.»

باتوجه به مضمون دعاهای ائمه می بینیم دعای امامان ابتدا برای دیگران به خصوص مؤمنان بود بعدا برای خودشان دعا می کردند این نشان دهنده ی آن است که آنها چقدر به فکردیگران بودند و در حق مردم مهربانی میکردند .

کسی را باتقواتر نسبت به خدای متعال,مثل او ندیده بودم ذکر خدا همیشه برلبانشان جاری بود،همیشه خدا ترس و پارسا بود موقعی که وقت نماز میشد در سجده گاه خود می نشست وسبحان الله ،لااله الله و ذکرهای دیگر میگفتند و بعد از نماز اطرافیان را نصیحت میکردند .

درمورد امام رضا علیه السلام باید گفت ایشان اسوه ی کامل عبودیت بودند و در این راه به حدی رسیده بودند که ایشان را عاشق عبادت مي دانستند.آن حضرت بسیاری از روزها را روزه داشتند و بسیاری از شب ها بیدار بودند.به طوری که در زمان ایشان و نه از آن به ،کسی به این درجه نرسید حتی زاهد ترین افراد.

نکته مهم دیگر اینکه امام رضا (ع) بسیاری از اوقات شبانه روزبه درس و بحث مشغول بودند,فقه علوم محمدی را به شاگردانشان درس میدادند زیرا ایشان درس را نمونه ای از ذکرو عبادت مي دانستند و زمانی که از درس دادن فارق می شدند به ذکر گفتن خدا می پرداختند.

اباصلت می گوید: من در سرخس به خانه ای که حضرت را تحت نظر گرفته بودند رفتم ، از نگهبان اجازه گرفتم او گفت:حالا موقع رسیدن به حضور ایشان نیست . گفتم چرا ؟ گفت: امام علیه السلام در هر شبانه روز هزار رکعت نماز می خواند و از نماز ، یک ساعت پیش از ظهر و نزدیک غروب فارغ می شوند و همه اوقاتشان در جای نم<

  افزودن نظر